grittiest

[ایالات متحده]/[ˈɡrɪtɪst]/
[بریتانیا]/[ˈɡrɪtɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر خاکی؛ داشتن یا نشان دادن عزم و تاب‌آوری زیاد؛ با وجود خاکی؛ زبر یا خشن در بافت یا کیفیت.

عبارات و ترکیب‌ها

grittiest worker

سخت‌کوش‌ترین

gritty determination

عزم راسخ

grittiest challenge

چالش سخت‌ترین

gritty realism

واقع‌گرایی خشن

جملات نمونه

she was known as the grittiest detective in the precinct.

او به عنوان خشن‌ترین کارآگاه در اداره پلیس شناخته می‌شد.

the grittiest performance i’ve ever seen was his acceptance speech.

خشن‌ترین اجرایی که تا به حال دیده‌ام، سخنرانی پذیرش او بود.

the film depicted the grittiest realities of life on the streets.

فیلم واقعیت‌های خشن زندگی در خیابان‌ها را به تصویر می‌کشید.

he faced the grittiest challenges with unwavering determination.

او با اراده‌ای راسخ با چالش‌های خشن روبرو شد.

the grittiest climber reached the summit despite the storm.

خشن‌ترین کوهنورد با وجود طوفان به قله رسید.

it was the grittiest race of the season, pushing everyone to their limits.

این خشن‌ترین مسابقه فصل بود که همه را به حد توانشان رساند.

the grittiest startup persevered through numerous setbacks.

خشن‌ترین استارتاپ با وجود مشکلات متعدد، پیشرفت کرد.

he showed the grittiest spirit in the face of adversity.

او در برابر سختی‌ها، خشن‌ترین روحیه را نشان داد.

the grittiest athlete never gave up, even when behind.

خشن‌ترین ورزشکار حتی در حالی که عقب بود هم دست از تلاش برنداشت.

the novel portrays the grittiest side of the city's underbelly.

این رمان، خشن‌ترین جنبه از دنیای زیرزمینی شهر را به تصویر می‌کشد.

despite the odds, the grittiest team fought their way to victory.

با وجود شانس‌ها، خشن‌ترین تیم با تلاش خود راه خود را به پیروزی باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید