grooved

[ایالات متحده]/ɡruːvd/
[بریتانیا]/ɡruːvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شیارها یا کانال‌ها بر روی سطح
v. شکل گذشته‌ی participle از groove، به معنی ایجاد یک شیار

عبارات و ترکیب‌ها

grooved surface

سطح شیاردار

grooved panel

پنل شیاردار

grooved edge

لبه شیاردار

grooved track

مسیر شیاردار

grooved pipe

لوله شیاردار

grooved wheel

چرخ شیاردار

grooved block

بلوک شیاردار

grooved floor

کف شیاردار

grooved section

بخش شیاردار

grooved design

طراحی شیاردار

جملات نمونه

the grooved surface helps with traction on slippery roads.

سطح شیاردار به چسبندگی در جاده‌های لغزنده کمک می‌کند.

the artist created a grooved pattern on the clay.

هنرمند یک الگوی شیاردار روی خاک رس ایجاد کرد.

the grooved edges of the metal ensure a better grip.

لبه‌های شیاردار فلز یک چنگال بهتر را تضمین می‌کنند.

the record player has a grooved disc for sound quality.

ضبط صفحه دارای یک دیسک شیاردار برای کیفیت صدا است.

grooved tiles are often used in swimming pools.

کاشی‌های شیاردار اغلب در استخرهای شنا استفاده می‌شوند.

the engineer designed a grooved wheel for better performance.

مهندس یک چرخ شیاردار برای عملکرد بهتر طراحی کرد.

she admired the grooved texture of the fabric.

او بافت شیاردار پارچه را تحسین کرد.

the grooved handle made it easier to hold.

دسته شیاردار گرفتن آن را آسان‌تر کرد.

he noticed the grooved lines on the old stone.

او خطوط شیاردار روی سنگ قدیمی را متوجه شد.

the grooved design adds an aesthetic appeal to the product.

طراحی شیاردار جذابیت زیبایی شناسی را به محصول اضافه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید