grossed

[ایالات متحده]/ɡrəʊst/
[بریتانیا]/ɡroʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دریافت درآمد کل

عبارات و ترکیب‌ها

grossed out

منزجر شد

grossed up

افزایش ناخالص

grossed income

درآمد ناخالص

grossed profits

سود ناخالص

grossed sales

فروش ناخالص

grossed figures

اعداد ناخالص

grossed amount

مبلغ ناخالص

grossed margin

حاشیه ناخالص

grossed revenue

درآمد ناخالص

grossed expenses

هزینه های ناخالص

جملات نمونه

he grossed over a million dollars last year.

او سال گذشته بیش از یک میلیون دلار درآمد کسب کرد.

the movie grossed more than expected at the box office.

فیلم در گیشه بیشتر از حد انتظار درآمد کسب کرد.

they grossed a significant profit from the sale.

آنها سود قابل توجهی از فروش به دست آوردند.

she grossed a large amount from her new business.

او مقدار زیادی از کسب و کار جدید خود درآمد کسب کرد.

the concert grossed millions in ticket sales.

کنسرت میلیون‌ها دلار از فروش بلیط درآمد کسب کرد.

his investments grossed a healthy return this year.

سرمایه‌گذاری‌های او امسال بازدهی خوبی داشتند.

the charity event grossed more than we anticipated.

رویداد خیریه بیشتر از حد انتظار درآمد کسب کرد.

the restaurant grossed record sales during the holiday season.

رستوران در طول فصل تعطیلات، فروش رکورددار کسب کرد.

they grossed a fortune selling their handmade products.

آنها با فروش محصولات دست ساز خود، ثروت زیادی به دست آوردند.

the online course grossed thousands of dollars in its first month.

آن دوره آنلاین در ماه اول خود هزاران دلار درآمد کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید