grosser fish
ماهی بزرگتر
grosser mistake
اشتباه بزرگتر
grosser problem
مشکل بزرگتر
grosser issue
مشکل بزرگتر
grosser size
اندازه بزرگتر
grosser mess
آشفته بزرگتر
grosser amount
مقدار بزرگتر
grosser error
خطای بزرگتر
grosser scale
مقیاس بزرگتر
grosser deal
معامله بزرگتر
the grosser details of the story were omitted.
جزئیات زننده داستان حذف شدند.
he made a grosser mistake than anyone expected.
او مرتکب اشتباهی زنندهتر از آنچه کسی انتظار داشت شد.
her comments were grosser than i anticipated.
نظرات او زنندهتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.
the grosser aspects of his behavior were shocking.
جنبههای زننده رفتار او تکاندهنده بود.
in the grosser sense, money can corrupt.
در معنای زننده، پول میتواند فساد به بار آورد.
she found the grosser elements of the film off-putting.
او عناصر زننده فیلم را آزاردهنده یافت.
his humor was often grosser than clever.
طنز او اغلب زنندهتر از باهوش بود.
they discussed the grosser implications of the policy.
آنها پیامدهای زننده سیاست را مورد بحث قرار دادند.
some people enjoy grosser forms of entertainment.
برخی افراد از اشکال سرگرمی زنندهتر لذت میبرند.
the grosser texture of the fabric was unappealing.
بافت زننده پارچه ناخوشایند بود.
grosser fish
ماهی بزرگتر
grosser mistake
اشتباه بزرگتر
grosser problem
مشکل بزرگتر
grosser issue
مشکل بزرگتر
grosser size
اندازه بزرگتر
grosser mess
آشفته بزرگتر
grosser amount
مقدار بزرگتر
grosser error
خطای بزرگتر
grosser scale
مقیاس بزرگتر
grosser deal
معامله بزرگتر
the grosser details of the story were omitted.
جزئیات زننده داستان حذف شدند.
he made a grosser mistake than anyone expected.
او مرتکب اشتباهی زنندهتر از آنچه کسی انتظار داشت شد.
her comments were grosser than i anticipated.
نظرات او زنندهتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.
the grosser aspects of his behavior were shocking.
جنبههای زننده رفتار او تکاندهنده بود.
in the grosser sense, money can corrupt.
در معنای زننده، پول میتواند فساد به بار آورد.
she found the grosser elements of the film off-putting.
او عناصر زننده فیلم را آزاردهنده یافت.
his humor was often grosser than clever.
طنز او اغلب زنندهتر از باهوش بود.
they discussed the grosser implications of the policy.
آنها پیامدهای زننده سیاست را مورد بحث قرار دادند.
some people enjoy grosser forms of entertainment.
برخی افراد از اشکال سرگرمی زنندهتر لذت میبرند.
the grosser texture of the fabric was unappealing.
بافت زننده پارچه ناخوشایند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید