grosser

[ایالات متحده]/ˈɡrəʊsə/
[بریتانیا]/ˈɡroʊsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محصول یا تولید سودآور; اصطلاح عامیانه برای محصول یا تولید سودآور در انگلیسی آمریکایی

عبارات و ترکیب‌ها

grosser fish

ماهی بزرگتر

grosser mistake

اشتباه بزرگتر

grosser problem

مشکل بزرگتر

grosser issue

مشکل بزرگتر

grosser size

اندازه بزرگتر

grosser mess

آشفته بزرگتر

grosser amount

مقدار بزرگتر

grosser error

خطای بزرگتر

grosser scale

مقیاس بزرگتر

grosser deal

معامله بزرگتر

جملات نمونه

the grosser details of the story were omitted.

جزئیات زننده داستان حذف شدند.

he made a grosser mistake than anyone expected.

او مرتکب اشتباهی زننده‌تر از آنچه کسی انتظار داشت شد.

her comments were grosser than i anticipated.

نظرات او زننده‌تر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.

the grosser aspects of his behavior were shocking.

جنبه‌های زننده رفتار او تکان‌دهنده بود.

in the grosser sense, money can corrupt.

در معنای زننده، پول می‌تواند فساد به بار آورد.

she found the grosser elements of the film off-putting.

او عناصر زننده فیلم را آزاردهنده یافت.

his humor was often grosser than clever.

طنز او اغلب زننده‌تر از باهوش بود.

they discussed the grosser implications of the policy.

آنها پیامدهای زننده سیاست را مورد بحث قرار دادند.

some people enjoy grosser forms of entertainment.

برخی افراد از اشکال سرگرمی زننده‌تر لذت می‌برند.

the grosser texture of the fabric was unappealing.

بافت زننده پارچه ناخوشایند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید