tinier

[ایالات متحده]/ˈtaɪ.nɪər/
[بریتانیا]/ˈtaɪ.njɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوچکتر در اندازه

عبارات و ترکیب‌ها

tinier than

کوچکتر از

tinier version

نسخه کوچکتر

tinier details

جزئیات کوچکتر

tinier size

اندازه کوچکتر

tinier objects

اشیاء کوچکتر

tinier creatures

موجودات کوچکتر

tinier parts

قطعات کوچکتر

tinier problems

مشکلات کوچکتر

tinier spaces

فضاهای کوچکتر

tinier features

ویژگی‌های کوچکتر

جملات نمونه

the new smartphone is even tinier than the previous model.

گوشی جدید هوشمند حتی از مدل قبلی کوچکتر است.

she found a tinier version of her favorite toy.

او یک نسخه کوچکتر از اسباب‌بازی مورد علاقه خود پیدا کرد.

his room is getting tinier as more furniture arrives.

با ورود مبلمان بیشتر، اتاق او کوچکتر می‌شود.

they adopted a tinier puppy from the shelter.

آنها یک توله سگ کوچکتر را از پناهگاه به فرزندی گرفتند.

she wore a tinier dress for the party.

او یک لباس کوچکتر برای مهمانی پوشید.

the artist painted a tinier version of the landscape.

هنرمند یک نسخه کوچکتر از منظره را نقاشی کرد.

he prefers tinier gadgets for convenience.

او به دلایل راحتی، گجت‌های کوچکتر را ترجیح می‌دهد.

the tinier details in the painting are breathtaking.

جزئیات کوچکتر در نقاشی خیره‌کننده است.

her collection includes tinier versions of famous sculptures.

مجموعه او شامل نسخه‌های کوچکتر از مجسمه‌های معروف است.

as the city grows, the apartments get tinier.

همانطور که شهر رشد می‌کند، آپارتمان‌ها کوچکتر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید