guck

[ایالات متحده]/ɡʌk/
[بریتانیا]/ɡʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماده چسبناک یا ویسکوز
Word Forms
جمعgucks

عبارات و ترکیب‌ها

guck it

نگاهش کن

guck off

برو کنار

guck up

بالا نگاه کن

guck around

چراغی نگاه کن

guck out

مراقب باش

guck down

پایین نگاه کن

guck away

به آنجا نگاه کن

guck over

نگاهی بینداز

guck back

برگرد

guck through

از آن عبور کن

جملات نمونه

don't guck at me like that.

به من آنجوری نگاه نکن.

she has a habit of gucking when she's nervous.

وقتی عصبی است، عادت دارد که نگاه کند.

he gucked at the strange painting.

او به نقاشی عجیب نگاه کرد.

why do you always guck during meetings?

چرا همیشه در جلسات نگاه می کنید؟

the children gucked at the magician in awe.

کودکان با حیرت به جادوگر نگاه کردند.

she couldn't help but guck at the delicious food.

او نتوانست جلوی نگاه کردن به غذای خوشمزه را بگیرد.

stop gucking around and get to work!

دیگه بازی در نیارید و دست به کار شوید!

he gucked at his phone, waiting for a message.

او به تلفن همراه خود نگاه کرد و منتظر دریافت پیام بود.

they gucked at the sky, wondering about the storm.

آنها به آسمان نگاه کردند و در مورد طوفان فکر کردند.

it's rude to guck at strangers.

نگاه کردن به غریبه ها بی ادبانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید