goop

[ایالات متحده]/ɡuːp/
[بریتانیا]/ɡup/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای چسبناک یا لزج؛ یک احمق یا شخص بی‌ادب (زبان عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

goop on

روشن کردن

goop off

خاموش کردن

goop up

بالا بردن

goop it

آن را انجام بده

goop out

بیرون رفتن

goop bag

کیف گوپ

goop girl

دختر گوپ

goop brand

برند گوپ

goop style

سبک گوپ

goop product

محصول گوپ

جملات نمونه

the kids loved playing with the colorful goop.

کودکان عاشق بازی کردن با گلی رنگارنگ بودند.

she used goop to fix her broken toy.

او از گلی برای تعمیر اسباب‌بازی شکسته خود استفاده کرد.

after the art project, there was goop everywhere.

بعد از پروژه هنری، گلی همه جا وجود داشت.

he accidentally spilled goop on the floor.

او به طور تصادفی گلی روی زمین ریخت.

the science experiment involved mixing goop with water.

آزمایش علمی شامل مخلوط کردن گلی با آب بود.

they created a fun goop recipe for kids.

آنها یک دستورالعمل گلی سرگرم‌کننده برای کودکان درست کردند.

goop can be messy, but it's a lot of fun.

گلی می‌تواند شلوغ باشد، اما بسیار سرگرم‌کننده است.

she bought some goop for her art class.

او مقداری گلی برای کلاس هنر خود خرید.

mixing different colors of goop creates a unique texture.

مخلوط کردن رنگ‌های مختلف گلی بافت منحصر به فردی ایجاد می‌کند.

the goop dried quickly, making cleanup easier.

گلی به سرعت خشک شد و باعث شد تمیز کردن آسان‌تر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید