guffs

[ایالات متحده]/ɡʌfs/
[بریتانیا]/ɡʌfs/

ترجمه

n. سخنان بیهوده یا مزخرف؛ صحبت‌هایی که جدی نیستند

عبارات و ترکیب‌ها

guffs and nonsense

مزخرفات و حماقت‌ها

guffs of laughter

خنده‌های بی‌مورد

guffs of wind

صدای وزش باد

guffs about life

حرف‌های بی‌ربط درباره زندگی

guffs of smoke

دودهای بی‌هدف

guffs and bluffs

حرف‌های دروغ و فریب

guffs of joy

خوشی‌های بی‌دلیل

guffs of chatter

حرف‌های بی‌معنی و پشت سر هم

guffs of talk

صحبت‌های بی‌ربط

guffs of fun

سرگرمی‌های بی‌هدف

جملات نمونه

his stories are just a lot of guffs.

داستان‌های او فقط مجموعه‌ای از حرف‌های بی‌اساس هستند.

don't listen to his guffs; he doesn't know what he's talking about.

به حرف‌های بی‌اساس او گوش ندهید؛ او نمی‌داند چه می‌گوید.

she often fills the conversation with guffs.

او اغلب مکالمه را با حرف‌های بی‌اساس پر می‌کند.

there was a lot of guffs during the meeting.

در طول جلسه حرف‌های بی‌اساس زیادی وجود داشت.

his guffs about politics are hard to take seriously.

گفته‌های او در مورد سیاست سخت است که جدی گرفته شود.

we wasted time listening to his guffs.

ما وقت خود را صرف گوش دادن به حرف‌های بی‌اساس او کردیم.

she has a talent for turning serious topics into guffs.

او استعداد تبدیل موضوعات جدی به حرف‌های بی‌اساس را دارد.

his guffs often distract from the main point.

حرف‌های بی‌اساس او اغلب باعث منحرف شدن از اصل مطلب می‌شوند.

let's cut the guffs and get to the point.

بیایید حرف‌های بی‌اساس را کنار بگذاریم و به اصل مطلب برسیم.

her guffs made everyone laugh at the party.

حرف‌های بی‌اساس او باعث شد همه در مهمانی بخندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید