guffs and nonsense
مزخرفات و حماقتها
guffs of laughter
خندههای بیمورد
guffs of wind
صدای وزش باد
guffs about life
حرفهای بیربط درباره زندگی
guffs of smoke
دودهای بیهدف
guffs and bluffs
حرفهای دروغ و فریب
guffs of joy
خوشیهای بیدلیل
guffs of chatter
حرفهای بیمعنی و پشت سر هم
guffs of talk
صحبتهای بیربط
guffs of fun
سرگرمیهای بیهدف
his stories are just a lot of guffs.
داستانهای او فقط مجموعهای از حرفهای بیاساس هستند.
don't listen to his guffs; he doesn't know what he's talking about.
به حرفهای بیاساس او گوش ندهید؛ او نمیداند چه میگوید.
she often fills the conversation with guffs.
او اغلب مکالمه را با حرفهای بیاساس پر میکند.
there was a lot of guffs during the meeting.
در طول جلسه حرفهای بیاساس زیادی وجود داشت.
his guffs about politics are hard to take seriously.
گفتههای او در مورد سیاست سخت است که جدی گرفته شود.
we wasted time listening to his guffs.
ما وقت خود را صرف گوش دادن به حرفهای بیاساس او کردیم.
she has a talent for turning serious topics into guffs.
او استعداد تبدیل موضوعات جدی به حرفهای بیاساس را دارد.
his guffs often distract from the main point.
حرفهای بیاساس او اغلب باعث منحرف شدن از اصل مطلب میشوند.
let's cut the guffs and get to the point.
بیایید حرفهای بیاساس را کنار بگذاریم و به اصل مطلب برسیم.
her guffs made everyone laugh at the party.
حرفهای بیاساس او باعث شد همه در مهمانی بخندند.
guffs and nonsense
مزخرفات و حماقتها
guffs of laughter
خندههای بیمورد
guffs of wind
صدای وزش باد
guffs about life
حرفهای بیربط درباره زندگی
guffs of smoke
دودهای بیهدف
guffs and bluffs
حرفهای دروغ و فریب
guffs of joy
خوشیهای بیدلیل
guffs of chatter
حرفهای بیمعنی و پشت سر هم
guffs of talk
صحبتهای بیربط
guffs of fun
سرگرمیهای بیهدف
his stories are just a lot of guffs.
داستانهای او فقط مجموعهای از حرفهای بیاساس هستند.
don't listen to his guffs; he doesn't know what he's talking about.
به حرفهای بیاساس او گوش ندهید؛ او نمیداند چه میگوید.
she often fills the conversation with guffs.
او اغلب مکالمه را با حرفهای بیاساس پر میکند.
there was a lot of guffs during the meeting.
در طول جلسه حرفهای بیاساس زیادی وجود داشت.
his guffs about politics are hard to take seriously.
گفتههای او در مورد سیاست سخت است که جدی گرفته شود.
we wasted time listening to his guffs.
ما وقت خود را صرف گوش دادن به حرفهای بیاساس او کردیم.
she has a talent for turning serious topics into guffs.
او استعداد تبدیل موضوعات جدی به حرفهای بیاساس را دارد.
his guffs often distract from the main point.
حرفهای بیاساس او اغلب باعث منحرف شدن از اصل مطلب میشوند.
let's cut the guffs and get to the point.
بیایید حرفهای بیاساس را کنار بگذاریم و به اصل مطلب برسیم.
her guffs made everyone laugh at the party.
حرفهای بیاساس او باعث شد همه در مهمانی بخندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید