chuckles

[ایالات متحده]/ˈtʃʌkəlz/
[بریتانیا]/ˈtʃʌkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور، خنده suppressed
v. شکل سوم شخص مفرد از chuckle

عبارات و ترکیب‌ها

soft chuckles

خنده های آرام

nervous chuckles

خنده های عصبی

quiet chuckles

خنده های ملایم

muffled chuckles

خنده های خفه

loud chuckles

خنده های بلند

chuckles softly

به آرامی می‌خندد

chuckles quietly

به آرامی می‌خندد

chuckles nervously

با اضطراب می‌خندد

chuckles lightly

به راحتی می‌خندد

chuckles aloud

بلند می‌خندد

جملات نمونه

she chuckles at his silly jokes.

او در جواب شوخی‌های احمقانه او می‌خندد.

he chuckles whenever he remembers that funny incident.

او هر وقت آن اتفاق خنده‌دار را به یاد می‌آورد می‌خندد.

the audience chuckles at the comedian's performance.

مخاطبان در جواب اجرای کمدین می‌خندند.

she couldn't help but chuckle at the cute puppy.

او نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد وقتی توله سگ بامزه را می‌دید.

he chuckles softly, enjoying the moment.

او با لذت از لحظه، به آرامی می‌خندد.

they chuckle together while watching the movie.

آنها در حین تماشای فیلم با هم می‌خندند.

she chuckles at the memory of their childhood.

او در جواب خاطره دوران کودکی آنها می‌خندد.

he chuckles, shaking his head in disbelief.

او با تکان دادن سر در حالی که با ناباوری می‌خندد.

the teacher chuckles at the students' antics.

معلم در جواب شیطنت‌های دانش‌آموزان می‌خندد.

as he reads the letter, he chuckles at the surprises.

همانطور که نامه را می‌خواند، در جواب غافلگیری‌ها می‌خندد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید