soft whimpers
ناله های آرام
quiet whimpers
ناله های ملایم
gentle whimpers
ناله های لطیف
sad whimpers
ناله های غمگین
faint whimpers
ناله های ضعیف
baby whimpers
ناله های نوزاد
lonely whimpers
ناله های تنها
pitiful whimpers
ناله های جانسوز
softly whimpers
به آرامی ناله میکند
whimpers softly
به آرامی ناله میکند
the puppy whimpers when it feels lonely.
وقتی احساس تنهایی میکند، توله سگ زوزه میکشد.
she heard the baby whimpers in the night.
او صدای نالههای نوزاد را در شب شنید.
the dog whimpers whenever it sees the vet.
وقتی سگ دکتر را میبیند، زوزه میکشد.
he tried to comfort her as she whimpers.
او سعی کرد او را آرام کند وقتی که او زوزه میکشد.
the child whimpers softly for his mother.
بچه به آرامی برای مادرش زوزه میکشد.
she couldn't help but whimpers when she was hurt.
وقتی آسیب میدید، او نمیتوانست جلوی زوزه کشیدن خود را بگیرد.
the sound of whimpers echoed in the empty room.
صدای زوزه ها در اتاق خالی طنین انداز شد.
he felt sorry for the puppy that whimpers outside.
او برای توله سگی که بیرون زوزه میکشد متاسف شد.
the whimpers of the injured animal were heart-wrenching.
زوزه های حیوان زخمی قلب را میشکست.
after the fall, she let out a few whimpers.
بعد از افتادن، او چند زوزه کشید.
soft whimpers
ناله های آرام
quiet whimpers
ناله های ملایم
gentle whimpers
ناله های لطیف
sad whimpers
ناله های غمگین
faint whimpers
ناله های ضعیف
baby whimpers
ناله های نوزاد
lonely whimpers
ناله های تنها
pitiful whimpers
ناله های جانسوز
softly whimpers
به آرامی ناله میکند
whimpers softly
به آرامی ناله میکند
the puppy whimpers when it feels lonely.
وقتی احساس تنهایی میکند، توله سگ زوزه میکشد.
she heard the baby whimpers in the night.
او صدای نالههای نوزاد را در شب شنید.
the dog whimpers whenever it sees the vet.
وقتی سگ دکتر را میبیند، زوزه میکشد.
he tried to comfort her as she whimpers.
او سعی کرد او را آرام کند وقتی که او زوزه میکشد.
the child whimpers softly for his mother.
بچه به آرامی برای مادرش زوزه میکشد.
she couldn't help but whimpers when she was hurt.
وقتی آسیب میدید، او نمیتوانست جلوی زوزه کشیدن خود را بگیرد.
the sound of whimpers echoed in the empty room.
صدای زوزه ها در اتاق خالی طنین انداز شد.
he felt sorry for the puppy that whimpers outside.
او برای توله سگی که بیرون زوزه میکشد متاسف شد.
the whimpers of the injured animal were heart-wrenching.
زوزه های حیوان زخمی قلب را میشکست.
after the fall, she let out a few whimpers.
بعد از افتادن، او چند زوزه کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید