whimpers

[ایالات متحده]/ˈwɪmpəz/
[بریتانیا]/ˈwɪmpərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهای ناله یا گریه به آرامی
v. به آرامی گریه یا ناله کردن، معمولاً در حالت ترس یا درد

عبارات و ترکیب‌ها

soft whimpers

ناله های آرام

quiet whimpers

ناله های ملایم

gentle whimpers

ناله های لطیف

sad whimpers

ناله های غمگین

faint whimpers

ناله های ضعیف

baby whimpers

ناله های نوزاد

lonely whimpers

ناله های تنها

pitiful whimpers

ناله های جانسوز

softly whimpers

به آرامی ناله می‌کند

whimpers softly

به آرامی ناله می‌کند

جملات نمونه

the puppy whimpers when it feels lonely.

وقتی احساس تنهایی می‌کند، توله سگ زوزه می‌کشد.

she heard the baby whimpers in the night.

او صدای ناله‌های نوزاد را در شب شنید.

the dog whimpers whenever it sees the vet.

وقتی سگ دکتر را می‌بیند، زوزه می‌کشد.

he tried to comfort her as she whimpers.

او سعی کرد او را آرام کند وقتی که او زوزه می‌کشد.

the child whimpers softly for his mother.

بچه به آرامی برای مادرش زوزه می‌کشد.

she couldn't help but whimpers when she was hurt.

وقتی آسیب می‌دید، او نمی‌توانست جلوی زوزه کشیدن خود را بگیرد.

the sound of whimpers echoed in the empty room.

صدای زوزه ها در اتاق خالی طنین انداز شد.

he felt sorry for the puppy that whimpers outside.

او برای توله سگی که بیرون زوزه می‌کشد متاسف شد.

the whimpers of the injured animal were heart-wrenching.

زوزه های حیوان زخمی قلب را می‌شکست.

after the fall, she let out a few whimpers.

بعد از افتادن، او چند زوزه کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید