guilelessly

[ایالات متحده]/[ˈɡaɪllɪsli]/
[بریتانیا]/[ˈɡaɪlɪsli]/

ترجمه

adv. به روشی ساده و معصومانه؛ بدون فریب؛ بدون حیله و نقش.

عبارات و ترکیب‌ها

guilelessly trusting

با اعتماد قلبی

guilelessly accepted

با پذیرش قلبی

guilelessly spoke

با سخن گفتن قلبی

guilelessly naive

ساده لوحانه

guilelessly offered

با پیشنهاد قلبی

guilelessly believing

با باور قلبی

guilelessly smiled

با لبخند قلبی

guilelessly agreed

با موافقت قلبی

guilelessly confessed

با اعتراف قلبی

guilelessly vulnerable

آسیب پذیر

جملات نمونه

the child guilelessly offered his favorite toy.

کودک با سادگی اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را پیشکش کرد.

she guilelessly admitted she’d eaten the last cookie.

او با سادگی اعتراف کرد که آخرین بیسکویت را خورده است.

he guilelessly asked for a raise during the meeting.

او با سادگی در طول جلسه درخواست افزایش حقوق کرد.

the puppy guilelessly jumped into her lap.

سگ بچه با سادگی به دامنش پرید.

guilelessly, he trusted everyone he met.

با سادگی، او به همه کسانی که ملاقات می‌کرد اعتماد می‌کرد.

she guilelessly shared her dreams with us.

او با سادگی رویاهایش را با ما در میان گذاشت.

the artist guilelessly captured the beauty of the scene.

هنرمند با سادگی زیبایی صحنه را به تصویر کشید.

he guilelessly complimented her new haircut.

او با سادگی مدل موی جدیدش را تحسین کرد.

guilelessly, she believed everything she read online.

با سادگی، او باور می‌کرد که همه چیز را که به صورت آنلاین می‌خواند.

the child guilelessly wandered away from the group.

کودک با سادگی از گروه دور شد.

he guilelessly expressed his disappointment with the project.

او با سادگی نارضایتی خود را از پروژه بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید