swallow gullets
بلعیدن گلوها
gullet size
اندازه گلو
gullet health
سلامت گلو
gullet problems
مشکلات گلو
gullet surgery
جراحی گلو
gullet issues
مشکلات گلو
gullet inflammation
التهاب گلو
gullet treatment
درمان گلو
gullet disorders
اختلالات گلو
gullet examination
معاینه گلو
he gulped down his drink, sending it straight down his gullet.
او سریعاً نوشیدنی خود را سر کشید و آن را مستقیماً به سمت مری خود فرستاد.
the fish was so large that it barely fit down my gullet.
ماهی آنقدر بزرگ بود که به سختی در مری من جا میشد.
after the hike, i felt my gullet was dry and needed water.
بعد از پیادهروی، احساس کردم مری من خشک است و به آب نیاز دارد.
she choked on the food, struggling to clear her gullet.
او هنگام خوردن غذا خفه شد و برای پاک کردن مری خود تلاش کرد.
his gullet was sore from shouting all day.
مری او به دلیل فریاد طول روزی درد میکرد.
the doctor examined his gullet for any signs of irritation.
پزشک مری او را برای هرگونه علائم تحریک بررسی کرد.
she felt a lump in her gullet when she heard the bad news.
وقتی خبرهای بد را شنید، یک گره در مری خود احساس کرد.
he had to swallow hard to get the food down his gullet.
او مجبور شد سخت ببلعد تا غذا را به مری خود بفرستد.
the gullet is an important part of the digestive system.
مری بخش مهمی از سیستم گوارش است.
she took a deep breath to soothe her gullet after the spicy meal.
او برای تسکین مری خود پس از غذای تند، یک نفس عمیق کشید.
swallow gullets
بلعیدن گلوها
gullet size
اندازه گلو
gullet health
سلامت گلو
gullet problems
مشکلات گلو
gullet surgery
جراحی گلو
gullet issues
مشکلات گلو
gullet inflammation
التهاب گلو
gullet treatment
درمان گلو
gullet disorders
اختلالات گلو
gullet examination
معاینه گلو
he gulped down his drink, sending it straight down his gullet.
او سریعاً نوشیدنی خود را سر کشید و آن را مستقیماً به سمت مری خود فرستاد.
the fish was so large that it barely fit down my gullet.
ماهی آنقدر بزرگ بود که به سختی در مری من جا میشد.
after the hike, i felt my gullet was dry and needed water.
بعد از پیادهروی، احساس کردم مری من خشک است و به آب نیاز دارد.
she choked on the food, struggling to clear her gullet.
او هنگام خوردن غذا خفه شد و برای پاک کردن مری خود تلاش کرد.
his gullet was sore from shouting all day.
مری او به دلیل فریاد طول روزی درد میکرد.
the doctor examined his gullet for any signs of irritation.
پزشک مری او را برای هرگونه علائم تحریک بررسی کرد.
she felt a lump in her gullet when she heard the bad news.
وقتی خبرهای بد را شنید، یک گره در مری خود احساس کرد.
he had to swallow hard to get the food down his gullet.
او مجبور شد سخت ببلعد تا غذا را به مری خود بفرستد.
the gullet is an important part of the digestive system.
مری بخش مهمی از سیستم گوارش است.
she took a deep breath to soothe her gullet after the spicy meal.
او برای تسکین مری خود پس از غذای تند، یک نفس عمیق کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید