throats

[ایالات متحده]/θrəʊts/
[بریتانیا]/θroʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع گلو؛ قسمت جلویی گردن
adj. دارای گلو از نوع مشخص؛ مربوط به صدا یا صوت تولید شده توسط گلو

عبارات و ترکیب‌ها

cut throats

بریدن گلوی افراد

sore throats

التهاب گلو

throat singing

آهنگ خوانی گلو

throat lozenge

Pastil گلو

throat cancer

سرطان گلو

throat infection

عفونت گلو

throat spray

اسپری گلو

throat chakra

چاکرای گلو

throat clear

پاک کردن گلو

tight throats

گلوهای سفت

جملات نمونه

she felt a lump in her throat when she heard the news.

وقتی خبر را شنید، یک گلوله در گلویش احساس کرد.

he cleared his throat before speaking to the audience.

قبل از صحبت کردن با حضار، گلویش را پاک کرد.

the singer's voice echoed in the throats of the crowd.

صدای خواننده در گلوهای جمعیت طنین انداز شد.

she has a sore throat from singing too much.

او به دلیل زیاد خواندن، گلویش درد می‌کند.

he spoke with a raspy throat after the long night.

او بعد از شب طولانی با گلویی خشن صحبت کرد.

the doctor examined her throat for any signs of infection.

پزشک گلویش را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.

they shouted until their throats were sore.

تا گلویشان درد گرفت، فریاد زدند.

he had a frog in his throat during the presentation.

او در طول ارائه، یک قورباغه در گلویش داشت.

the cold air made her throat feel dry.

هوای سرد باعث شد گلویش احساس خشکی کند.

she whispered softly, barely audible to the throats around her.

او با لحنی آرام زمزمه کرد، تقریباً برای گلوهای اطرافش شنیده نمی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید