gunfights

[ایالات متحده]/'ɡʌnfait/
[بریتانیا]/ˈɡʌnˌfaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تبادل آتش در یک درگیری.

جملات نمونه

a deadly gunfight broke out in the streets

درگیری مسلحانه کشنده در خیابان‌ها رخ داد

the gunfight lasted for hours

درگیری مسلحانه ساعت‌ها به طول انجامید

the police were involved in a gunfight with the criminals

پلیس درگیر درگیری مسلحانه با مجرمان بود

the gunfight resulted in several casualties

درگیری مسلحانه منجر به کشته و مجروح شدن چندین نفر شد

the gunfight took place at midnight

درگیری مسلحانه در نیمه‌شب اتفاق افتاد

the gunfight scene was chaotic and intense

صحنه درگیری مسلحانه آشفته و شدید بود

the gunfight erupted unexpectedly

درگیری مسلحانه بطور غیرمنتظره‌ای آغاز شد

the gunfight left a trail of destruction

درگیری مسلحانه ردی از ویرانی بر جا گذاشت

the gunfight was captured on camera

درگیری مسلحانه توسط دوربین ضبط شد

the gunfight ended with the surrender of the suspects

درگیری مسلحانه با تسلیم شدن مظنونین پایان یافت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید