gunflints

[ایالات متحده]/ˈɡʌnflɪnt/
[بریتانیا]/ˈɡʌnflɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(سنگ چخماق استفاده شده در تفنگ چخماق) ; (سنگ چخماق استفاده شده در تفنگ چخماق)

عبارات و ترکیب‌ها

gunflint knife

چاقوی گانفلینت

gunflint maker

سازنده گانفلینت

gunflint point

سر گانفلینت

gunflint trade

معاملات گانفلینت

gunflint arrow

تیر گانفلینت

gunflint edge

لبه گانفلینت

gunflint tool

ابزار گانفلینت

gunflint fire

آتش گانفلینت

gunflint quarry

کانون گانفلینت

gunflint artifact

اشیای گانفلینت

جملات نمونه

he struck the gunflint to create a spark.

او برای ایجاد جرقه، سنگ آتش را زد.

the gunflint was essential for starting a fire.

سنگ آتش برای شروع آتش ضروری بود.

she carefully crafted the gunflint for her project.

او با دقت سنگ آتش را برای پروژه خود ساخت.

using a gunflint is an ancient technique.

استفاده از سنگ آتش یک تکنیک باستانی است.

the hunter relied on his gunflint for survival.

شکارچی برای زنده ماندن به سنگ آتش خود متکی بود.

he demonstrated how to use a gunflint effectively.

او نحوه استفاده موثر از سنگ آتش را نشان داد.

the gunflint sparked a fire in the wilderness.

سنگ آتش در طبیعت جرقه‌ای از آتش ایجاد کرد.

she found a perfect gunflint on her hike.

او یک سنگ آتش عالی در پیاده‌روی خود پیدا کرد.

gunflints were commonly used by early settlers.

سنگ آتش معمولاً توسط مهاجران اولیه استفاده می شد.

he collected various types of gunflints for his display.

او انواع مختلف سنگ آتش را برای نمایش خود جمع آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید