gunflint knife
چاقوی گانفلینت
gunflint maker
سازنده گانفلینت
gunflint point
سر گانفلینت
gunflint trade
معاملات گانفلینت
gunflint arrow
تیر گانفلینت
gunflint edge
لبه گانفلینت
gunflint tool
ابزار گانفلینت
gunflint fire
آتش گانفلینت
gunflint quarry
کانون گانفلینت
gunflint artifact
اشیای گانفلینت
he struck the gunflint to create a spark.
او برای ایجاد جرقه، سنگ آتش را زد.
the gunflint was essential for starting a fire.
سنگ آتش برای شروع آتش ضروری بود.
she carefully crafted the gunflint for her project.
او با دقت سنگ آتش را برای پروژه خود ساخت.
using a gunflint is an ancient technique.
استفاده از سنگ آتش یک تکنیک باستانی است.
the hunter relied on his gunflint for survival.
شکارچی برای زنده ماندن به سنگ آتش خود متکی بود.
he demonstrated how to use a gunflint effectively.
او نحوه استفاده موثر از سنگ آتش را نشان داد.
the gunflint sparked a fire in the wilderness.
سنگ آتش در طبیعت جرقهای از آتش ایجاد کرد.
she found a perfect gunflint on her hike.
او یک سنگ آتش عالی در پیادهروی خود پیدا کرد.
gunflints were commonly used by early settlers.
سنگ آتش معمولاً توسط مهاجران اولیه استفاده می شد.
he collected various types of gunflints for his display.
او انواع مختلف سنگ آتش را برای نمایش خود جمع آوری کرد.
gunflint knife
چاقوی گانفلینت
gunflint maker
سازنده گانفلینت
gunflint point
سر گانفلینت
gunflint trade
معاملات گانفلینت
gunflint arrow
تیر گانفلینت
gunflint edge
لبه گانفلینت
gunflint tool
ابزار گانفلینت
gunflint fire
آتش گانفلینت
gunflint quarry
کانون گانفلینت
gunflint artifact
اشیای گانفلینت
he struck the gunflint to create a spark.
او برای ایجاد جرقه، سنگ آتش را زد.
the gunflint was essential for starting a fire.
سنگ آتش برای شروع آتش ضروری بود.
she carefully crafted the gunflint for her project.
او با دقت سنگ آتش را برای پروژه خود ساخت.
using a gunflint is an ancient technique.
استفاده از سنگ آتش یک تکنیک باستانی است.
the hunter relied on his gunflint for survival.
شکارچی برای زنده ماندن به سنگ آتش خود متکی بود.
he demonstrated how to use a gunflint effectively.
او نحوه استفاده موثر از سنگ آتش را نشان داد.
the gunflint sparked a fire in the wilderness.
سنگ آتش در طبیعت جرقهای از آتش ایجاد کرد.
she found a perfect gunflint on her hike.
او یک سنگ آتش عالی در پیادهروی خود پیدا کرد.
gunflints were commonly used by early settlers.
سنگ آتش معمولاً توسط مهاجران اولیه استفاده می شد.
he collected various types of gunflints for his display.
او انواع مختلف سنگ آتش را برای نمایش خود جمع آوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید