gunplay

[ایالات متحده]/ˈɡʌnpleɪ/
[بریتانیا]/ˈɡʌnpleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درگیری مسلحانه یا تمرین تیراندازی
Word Forms
جمعgunplays

عبارات و ترکیب‌ها

gunplay tactics

تاکتیک های تیراندازی

gunplay skills

مهارت های تیراندازی

gunplay scene

صحنه تیراندازی

gunplay training

آموزش تیراندازی

gunplay mechanics

مکانیک های تیراندازی

gunplay competition

رقابت تیراندازی

gunplay simulation

شبیه سازی تیراندازی

gunplay expert

متخصص تیراندازی

gunplay techniques

تکنیک های تیراندازی

gunplay strategy

استراتژی تیراندازی

جملات نمونه

gunplay is often depicted in action movies.

صحنه های تیراندازی اغلب در فیلم های اکشن به تصویر کشیده می شوند.

the video game features intense gunplay mechanics.

این بازی ویدیویی دارای مکانیک های تیراندازی شدید است.

he is skilled in gunplay and tactical maneuvers.

او در تیراندازی و مانورهای تاکتیکی مهارت دارد.

gunplay can lead to serious consequences in real life.

تیراندازی می تواند منجر به عواقب جدی در زندگی واقعی شود.

many players enjoy the gunplay aspect of first-person shooters.

بسیاری از بازیکنان از جنبه تیراندازی بازی های شوتر اول شخص لذت می برند.

gunplay training is essential for law enforcement officers.

آموزش تیراندازی برای افسران مجری قانون ضروری است.

the film's climax features an epic gunplay showdown.

اوج فیلم شامل یک رویارویی حماسی تیراندازی است.

he practiced gunplay at the shooting range every weekend.

او هر هفته آخر هفته در محل تیراندازی تیراندازی تمرین می کرد.

gunplay can be thrilling but also dangerous.

تیراندازی می تواند هیجان انگیز اما همچنین خطرناک باشد.

she watched the documentary about gunplay in urban areas.

او مستند درباره تیراندازی در مناطق شهری را تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید