gutties

[ایالات متحده]/ˈɡʌti/
[بریتانیا]/ˈɡʌti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شجاع بودن; دلیر; پرشور; تحریک‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

gutty move

حرکت جسورانه

gutty decision

تصمیم جسورانه

gutty player

بازیکن جسور

gutty performance

عملکرد جسورانه

gutty attitude

نگاه جسورانه

gutty spirit

روحیه جسورانه

gutty effort

تلاش جسورانه

gutty fight

نبرد جسورانه

gutty heart

قلب جسور

gutty challenge

چالش جسورانه

جملات نمونه

she showed her gutty spirit during the competition.

او در طول مسابقه روحیه شجاعانه خود را نشان داد.

it takes a gutty person to stand up for what is right.

برای ایستادن در کنار آنچه درست است، به یک شخص شجاعانه نیاز است.

his gutty decision to start a new business surprised everyone.

تصمیم شجاعانه او برای شروع یک کسب و کار جدید همه را شگفت زده کرد.

she made a gutty move by going back to school.

با بازگشت به مدرسه، او یک حرکت شجاعانه انجام داد.

being gutty can lead to great opportunities.

شجاعانه بودن می تواند منجر به فرصت های عالی شود.

he has a gutty attitude that inspires others.

او نگرشی شجاعانه دارد که دیگران را الهام بخش است.

taking gutty risks is essential for success.

گرفتن ریسک های شجاعانه برای موفقیت ضروری است.

her gutty nature helped her overcome challenges.

طبع شجاعانه او به او کمک کرد تا بر چالش ها غلبه کند.

it's gutty to pursue your dreams despite the obstacles.

با وجود موانع، شجاعانه است که دنبال کردن رویاهای خود.

he made a gutty choice to confront his fears.

او با رویارویی با ترس های خود، انتخاب شجاعانه ای کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید