gymnastic

[ایالات متحده]/dʒɪmˈnæstɪk/
[بریتانیا]/dʒɪmˈnæstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تمرینات فیزیکی یا ژیمناستیک، مربوط به ژیمناستیک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gymnastic competition

مسابقه ژیمناستیک

gymnastic routine

اجرای ژیمناستیک

gymnastic training

آموزش ژیمناستیک

جملات نمونه

a gift for gymnastics

هدی برای ژیمناستیک

a gymnastics display

نمایش ژیمناستیک

these vocal gymnastics make the music unforgettable.

این حرکات آکروباتیک صوتی باعث می‌شوند موسیقی به یاد ماندنی شود.

had to go through gymnastics to cross the slippery walk.

برای عبور از مسیر لغزنده مجبور به انجام حرکات آکروباتیک شدم.

Men's Artistic Gymnastics AllAround Finals 。

فینال همه اطراف ژیمناستیک هنری مردان.

She does gymnastics at school.

او ژیمناستیک را در مدرسه انجام می‌دهد.

Gymnastics is a sport that requires a considerable level of coordination.

ژیمناستیک ورزشی است که به سطح قابل توجهی از هماهنگی نیاز دارد.

This is the woman of the moment: the first Olympic gold medalist in gymnastics in this country.

این زن لحظه است: اولین مدال طلای المپیک در ژیمناستیک در این کشور.

نمونه‌های واقعی

He is a six-time world champion and the defending Olympic champion in men's gymnastics.

او یک قهرمان جهان در شش رشته و قهرمان المپیک فعلی در ژیمناستیک مردان است.

منبع: VOA Special August 2016 Collection

You need to start thinking gymnastics.

شما باید شروع به فکر کردن در مورد ژیمناستیک کنید.

منبع: The Best Mom

Huh...Bob... I was doing gymnastics! Oh! Not falling over...

حوا... باب... من در حال انجام ژیمناستیک بودم! اوه! نیفتادن...

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

I like to do gymnastics at the gym or at home.

من دوست دارم ژیمناستیک را در باشگاه یا خانه انجام دهم.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

" This year we competed in national gymnastic competition and I won" .

امسال در مسابقه ژیمناستیک ملی شرکت کردیم و من برنده شدم.

منبع: VOA Standard English_Europe

I have been visiting other planes lately.I grow quite gymnastic.

من اخیراً در حال بازدید از هواپیماهای دیگر هستم. من کاملاً ژیمناستیک می شوم.

منبع: The Early Sessions

And some exercises on the chair are similar to gymnastic ring work.

و برخی از تمرینات روی صندلی شبیه به کار حلقه ژیمناستیک هستند.

منبع: Western cultural atmosphere

Gymnastics is sometimes considered a sport best performed by young women.

ژیمناستیک گاهی اوقات به عنوان ورزشی در نظر گرفته می شود که بهتر توسط زنان جوان انجام می شود.

منبع: VOA Special English: World

He loved skiing and being outdoors. He studied bodybuilding, yoga, martial arts, and gymnastics.

او عاشق اسکی و بودن در فضای باز بود. او بدنسازی، یوگا، هنرهای رزمی و ژیمناستیک را مطالعه کرد.

منبع: Western cultural atmosphere

In the Ealing stadium a Delta gymnastic display and community sing was in progress.

در استادیوم ایالینگ، یک نمایش ژیمناستیک دلتا و آواز گروهی در حال انجام بود.

منبع: Brave New World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید