hackled

[ایالات متحده]/ˈhækl̩d/
[بریتانیا]/ˈhækl̩d/

ترجمه

v. گذشته و گذشته participle از hackle

عبارات و ترکیب‌ها

hackled back

حک شده به عقب

hackled up

حک شده به بالا

hackled out

حک شده بیرون

hackled down

حک شده به پایین

hackled hair

موهای حک شده

hackled voice

صدای حک شده

hackled feelings

احساسات حک شده

hackled attitude

حالت حک شده

hackled response

پاسخ حک شده

hackled expression

عبارت چهره حک شده

جملات نمونه

his hackled fur showed he was frightened.

موهای وزدارش نشان می‌داد که ترسیده است.

the dog hackled when it sensed danger.

وقتی خطر را حس کرد، سگ وز وز کرد.

she felt hackled by the unexpected criticism.

او با انتقادات غیرمنتظره احساس ناراحتی کرد.

the cat's hackled back indicated it was ready to fight.

پشت گربه که وز داده بود نشان می‌داد که آماده مبارزه است.

his hackled demeanor made others wary.

حالت وزدار او باعث شد دیگران محتاط شوند.

the hackled feathers of the bird caught my attention.

پرهای وزدار پرنده توجه من را جلب کرد.

she hackled at the suggestion of leaving early.

او با پیشنهاد رفتن زودتر مخالفت کرد.

the hackled crowd grew restless as the show was delayed.

با تاخیر در نمایش، جمعیت وزدار بی‌قرار شد.

his hackled voice revealed his frustration.

صدای وزدارش نشان‌دهنده ناراحتی او بود.

the hackled tension in the room was palpable.

ناگزیری وزدار در اتاق قابل لمس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید