| جمع | hackworks |
hackwork project
پروژه کار دست و پا چلفتی
hackwork task
وظیفه کار دست و پا چلفتی
hackwork assignment
تکلیف کار دست و پا چلفتی
hackwork job
کار دست و پا چلفتی
hackwork role
نقش کار دست و پا چلفتی
hackwork duty
وظیفه کار دست و پا چلفتی
hackwork position
موقعیت کار دست و پا چلفتی
hackwork effort
تلاش کار دست و پا چلفتی
hackwork experience
تجربه کار دست و پا چلفتی
hackwork solution
راه حل کار دست و پا چلفتی
his latest novel feels like hackwork rather than a true literary effort.
رمان جدید او بیشتر شبیه به کار سطحی و بیکیفیت است تا یک تلاش ادبی واقعی.
many critics dismissed the film as mere hackwork.
بسیاری از منتقدان فیلم را صرفاً یک کار سطحی و بیکیفیت خواندند.
she was disappointed to find that the script was just hackwork.
او ناامید شد متوجه شد که فیلمنامه فقط یک کار سطحی و بیکیفیت بود.
despite its popularity, the show is often labeled as hackwork.
با وجود محبوبیتش، این برنامه اغلب به عنوان یک کار سطحی و بیکیفیت شناخته میشود.
the artist was criticized for producing hackwork instead of original pieces.
هنرمند به خاطر تولید کار سطحی و بیکیفیت به جای آثار اصلی مورد انتقاد قرار گرفت.
hackwork can sometimes overshadow genuine talent in the industry.
گاهی اوقات کار سطحی و بیکیفیت میتواند استعدادهای واقعی را در این صنعت تحتالشعاع قرار دهد.
he regretted taking on hackwork instead of pursuing his passion.
او پشیمان بود که به جای دنبال کردن اشتیاق خود، یک کار سطحی و بیکیفیت را انجام داد.
critics argue that hackwork undermines the integrity of the art form.
منتقدان استدلال میکنند که کار سطحی و بیکیفیت یکپارچگی هنر را تضعیف میکند.
she vowed never to engage in hackwork again.
او قول داد که دیگر درگیر کار سطحی و بیکیفیت نشود.
producing hackwork can damage an artist's reputation.
تولید کار سطحی و بیکیفیت میتواند به شهرت یک هنرمند آسیب برساند.
hackwork project
پروژه کار دست و پا چلفتی
hackwork task
وظیفه کار دست و پا چلفتی
hackwork assignment
تکلیف کار دست و پا چلفتی
hackwork job
کار دست و پا چلفتی
hackwork role
نقش کار دست و پا چلفتی
hackwork duty
وظیفه کار دست و پا چلفتی
hackwork position
موقعیت کار دست و پا چلفتی
hackwork effort
تلاش کار دست و پا چلفتی
hackwork experience
تجربه کار دست و پا چلفتی
hackwork solution
راه حل کار دست و پا چلفتی
his latest novel feels like hackwork rather than a true literary effort.
رمان جدید او بیشتر شبیه به کار سطحی و بیکیفیت است تا یک تلاش ادبی واقعی.
many critics dismissed the film as mere hackwork.
بسیاری از منتقدان فیلم را صرفاً یک کار سطحی و بیکیفیت خواندند.
she was disappointed to find that the script was just hackwork.
او ناامید شد متوجه شد که فیلمنامه فقط یک کار سطحی و بیکیفیت بود.
despite its popularity, the show is often labeled as hackwork.
با وجود محبوبیتش، این برنامه اغلب به عنوان یک کار سطحی و بیکیفیت شناخته میشود.
the artist was criticized for producing hackwork instead of original pieces.
هنرمند به خاطر تولید کار سطحی و بیکیفیت به جای آثار اصلی مورد انتقاد قرار گرفت.
hackwork can sometimes overshadow genuine talent in the industry.
گاهی اوقات کار سطحی و بیکیفیت میتواند استعدادهای واقعی را در این صنعت تحتالشعاع قرار دهد.
he regretted taking on hackwork instead of pursuing his passion.
او پشیمان بود که به جای دنبال کردن اشتیاق خود، یک کار سطحی و بیکیفیت را انجام داد.
critics argue that hackwork undermines the integrity of the art form.
منتقدان استدلال میکنند که کار سطحی و بیکیفیت یکپارچگی هنر را تضعیف میکند.
she vowed never to engage in hackwork again.
او قول داد که دیگر درگیر کار سطحی و بیکیفیت نشود.
producing hackwork can damage an artist's reputation.
تولید کار سطحی و بیکیفیت میتواند به شهرت یک هنرمند آسیب برساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید