haik

[ایالات متحده]/haɪk/
[بریتانیا]/haɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(عربی) پارچه مستطیلی; (عربی) پارچه مستطیلی
Word Forms
جمعhaiks

عبارات و ترکیب‌ها

haik style

سبک هایکو

haik poem

شعر هایکو

haik artist

هنرمند هایکو

haik festival

جشنواره هایکو

haik culture

فرهنگ هایکو

haik tradition

آداب و رسوم هایکو

haik community

جامعه هایکو

haik workshop

کارگاه هایکو

haik series

سری هایکو

haik challenge

چالش هایکو

جملات نمونه

he decided to haik the project after careful consideration.

او پس از بررسی دقیق تصمیم گرفت پروژه را به تعویق بیاندازد.

we need to haik our plans for the weekend.

ما باید برنامه‌های آخر هفته خود را به تعویق بیاندازیم.

she always haiks her decisions before acting.

او همیشه قبل از اقدام، تصمیمات خود را به تعویق می‌اندازد.

it's important to haik the risks involved in this investment.

توجه به خطرات مرتبط با این سرمایه‌گذاری مهم است.

he tends to haik his words during discussions.

او معمولاً در طول بحث‌ها، حرف‌های خود را به تعویق می‌اندازد.

to succeed, you must haik your approach to challenges.

برای موفقیت، شما باید رویکرد خود را به چالش‌ها به تعویق بیاندازید.

they always haik their travel plans to avoid issues.

آنها همیشه برنامه‌های سفر خود را به تعویق می‌اندازند تا از بروز مشکلات جلوگیری کنند.

before making a decision, it's wise to haik all options.

قبل از اتخاذ تصمیم، عاقلانه است که تمام گزینه‌ها را به تعویق بیاندازید.

she haik-ed her schedule to fit in more activities.

او برنامه خود را به تعویق انداخت تا فعالیت‌های بیشتری را در آن بگنجاند.

he always haiks his answers during interviews.

او همیشه در طول مصاحبه‌ها، پاسخ‌های خود را به تعویق می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید