hairdrier

[ایالات متحده]/ˈheədraɪər/
[بریتانیا]/ˈherdraɪər/

ترجمه

n. دستگاهی برای خشک کردن مو
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

use a hairdrier

از یک فریزر مو استفاده کنید

hairdrier cord

کابل فریزر مو

hot hairdrier

فریزر مو گرم

professional hairdrier

فریزر مو حرفه ای

travel hairdrier

فریزر مو سفری

ionic hairdrier

فریزر مو یونی

hairdrier attachment

مرتبط با فریزر مو

جملات نمونه

i need a new hairdrier because my old one stopped working.

من یک گرمایشگر مو جدید نیاز دارم چون گرمایشگر قدیمی من متوقف شده است.

the hairdrier is too loud in the morning.

گرمایشگر مو صدای زیادی صدا می کند صبح.

she uses a hairdrier every morning to style her hair.

او هر صبح گرمایشگر مو را برای سبک دادن مویش استفاده می کند.

the hotel provides a hairdrier in each bathroom.

هتل یک گرمایشگر مو در هر حمام فراهم می کند.

my hairdrier has three different speed settings.

گرمایشگر موی من سه تنظیم سرعت مختلف دارد.

be careful not to burn your hair with the hairdrier.

مراقب باشید که موی شما را با گرمایشگر مو سوزانید.

i'll pack my portable hairdrier for the trip.

من گرمایشگر موی قابل حمل خود را برای سفر پک می کنم.

the hairdrier broke after two years of use.

گرمایشگر مو پس از دو سال استفاده شکست.

she bought an expensive ionic hairdrier.

او یک گرمایشگر مو یونی ارزان‌قیمت خرید.

the hairdrier cord got tangled again.

کابل گرمایشگر مو دوباره گره خورده است.

i prefer a lightweight hairdrier that's easy to hold.

من یک گرمایشگر مو سبک‌وزن که راحت حمل می‌شود را ترجیح می‌دهم.

the salon uses professional-grade hairdriers.

سالن از گرمایشگرهای مو با کیفیت حرفه‌ای استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید