hairgrip

[ایالات متحده]/[ˈheəɡrɪp]/
[بریتانیا]/[ˈhɛərˌɡrɪp]/

ترجمه

n. یک دستگاه که برای نگه داشتن مو استفاده می‌شود؛ یک چکمه یا گوشه‌بند کوچک که برای چسباندن مو استفاده می‌شود؛ یک دکمه مو.
Word Forms
جمعhairgrips

عبارات و ترکیب‌ها

hairgrip collection

مجموعه چرخ مو

lost hairgrip

چرخ مو از دست رفته

new hairgrip

چرخ مو جدید

hairgrip style

سبک چرخ مو

using a hairgrip

استفاده از چرخ مو

hairgrip design

طراحی چرخ مو

fancy hairgrips

چرخ‌های مو زیبا

hairgrip fell

چرخ مو افت کرد

hairgrip color

رنگ چرخ مو

strong hairgrip

چرخ مو قوی

جملات نمونه

she lost a hairgrip while brushing her hair.

او یک گوه چرخ کردن مو را در حین چرخ کردن مو از دست داد.

i need a strong hairgrip to keep my hair in place.

من یک گوه چرخ کردن مو قوی برای نگه داشتن موی من نیاز دارم.

she uses decorative hairgrips to accessorize her hairstyle.

او از گوه های چرخ کردن مو زیبایی برای تزیین سبک مویش استفاده می کند.

my daughter loves collecting colorful hairgrips.

دخترم دوست دارد گوه های چرخ کردن مو رنگی جمع آوری کند.

the hairgrip snapped while i was styling my hair.

گوه چرخ کردن مو در حین تزیین موی من شکست.

she bought a set of simple, black hairgrips.

او یک دسته گوه چرخ کردن مو ساده و سیاه خرید.

i found a stray hairgrip on the floor.

من یک گوه چرخ کردن مو روی زمین پیدا کردم.

she carefully removed the hairgrip from her hair.

او با دقت گوه چرخ کردن مو را از مویش برداشت.

the hairgrip held her bangs perfectly in place.

گوه چرخ کردن مو گوشه های موی او را به طور کامل در جای خود نگه داشت.

i keep extra hairgrips in my purse for emergencies.

من گوه های چرخ کردن مو اضافی را در گیتی خود برای اضطرابات نگه می دارم.

she used a bobby hairgrip to secure the updo.

او یک گوه چرخ کردن مو بابی برای ایمن نگه داشتن پوسته مو استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید