wearing hairnets
استفاده از تور مو
disposable hairnets
تورهای مو یکبار مصرف
hairnets for cooking
تور مو برای آشپزی
hairnets in kitchens
تور مو در آشپزخانه ها
hairnets required
استفاده از تور مو الزامی است
clean hairnets
تورهای موی تمیز
hairnets and gloves
تور مو و دستکش
hairnets for hygiene
تور مو برای رعایت بهداشت
hairnets in restaurants
تور مو در رستوران ها
hairnets on staff
تور مو بر روی کارکنان
she wore hairnets to keep her hair clean while cooking.
او برای تمیز نگه داشتن موهایش در هنگام آشپزی، شبکه مو پوشید.
hairnets are required in the kitchen for hygiene reasons.
شبکه های مو به دلایل بهداشتی در آشپزخانه مورد نیاز هستند.
the chef distributed hairnets to all the staff before service.
سرآشپز قبل از سرویس، شبکه های مو را بین تمام کارکنان توزیع کرد.
wearing hairnets helps prevent hair from falling into the food.
پوشیدن شبکه مو به جلوگیری از افتادن مو به غذا کمک می کند.
they sell colorful hairnets at the local market.
آنها شبکه های موی رنگارنگ را در بازار محلی می فروشند.
before starting the project, everyone put on hairnets.
قبل از شروع پروژه، همه شبکه مو پوشیدند.
hairnets are essential in food processing plants.
شبکه های مو در کارخانه های فرآوری غذا ضروری هستند.
she always keeps a few hairnets in her bag for emergencies.
او همیشه چند شبکه مو را برای مواقع اضطراری در کیف خود نگه می دارد.
the bakery staff wore hairnets to comply with health regulations.
کارکنان نانوایی برای رعایت مقررات بهداشتی شبکه مو پوشیدند.
at the party, everyone had to wear hairnets while serving food.
در مهمانی، همه هنگام سرو غذا مجبور به پوشیدن شبکه مو شدند.
wearing hairnets
استفاده از تور مو
disposable hairnets
تورهای مو یکبار مصرف
hairnets for cooking
تور مو برای آشپزی
hairnets in kitchens
تور مو در آشپزخانه ها
hairnets required
استفاده از تور مو الزامی است
clean hairnets
تورهای موی تمیز
hairnets and gloves
تور مو و دستکش
hairnets for hygiene
تور مو برای رعایت بهداشت
hairnets in restaurants
تور مو در رستوران ها
hairnets on staff
تور مو بر روی کارکنان
she wore hairnets to keep her hair clean while cooking.
او برای تمیز نگه داشتن موهایش در هنگام آشپزی، شبکه مو پوشید.
hairnets are required in the kitchen for hygiene reasons.
شبکه های مو به دلایل بهداشتی در آشپزخانه مورد نیاز هستند.
the chef distributed hairnets to all the staff before service.
سرآشپز قبل از سرویس، شبکه های مو را بین تمام کارکنان توزیع کرد.
wearing hairnets helps prevent hair from falling into the food.
پوشیدن شبکه مو به جلوگیری از افتادن مو به غذا کمک می کند.
they sell colorful hairnets at the local market.
آنها شبکه های موی رنگارنگ را در بازار محلی می فروشند.
before starting the project, everyone put on hairnets.
قبل از شروع پروژه، همه شبکه مو پوشیدند.
hairnets are essential in food processing plants.
شبکه های مو در کارخانه های فرآوری غذا ضروری هستند.
she always keeps a few hairnets in her bag for emergencies.
او همیشه چند شبکه مو را برای مواقع اضطراری در کیف خود نگه می دارد.
the bakery staff wore hairnets to comply with health regulations.
کارکنان نانوایی برای رعایت مقررات بهداشتی شبکه مو پوشیدند.
at the party, everyone had to wear hairnets while serving food.
در مهمانی، همه هنگام سرو غذا مجبور به پوشیدن شبکه مو شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید