hairsplitter

[ایالات متحده]/ˈheəˌsplɪtə/
[بریتانیا]/ˈhɛrˌsplɪtər/

ترجمه

n. فردی که به جزئیات بی‌اهمیت بیش از حد توجه دارد؛ فردی که به نکته‌سنجی یا جزئی‌نگری مشغول است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hairsplitter debate

بحث جزئی‌نگرانه

hairsplitter argument

استدلال جزئی‌نگرانه

hairsplitter attitude

نگرش جزئی‌نگرانه

hairsplitter nature

طبع جزئی‌نگرانه

hairsplitter behavior

رفتار جزئی‌نگرانه

hairsplitter tendency

تمایل جزئی‌نگرانه

hairsplitter mindset

نگاه جزئی‌نگرانه

hairsplitter criticism

انتقاد جزئی‌نگرانه

hairsplitter remarks

اظهارات جزئی‌نگرانه

hairsplitter point

نکته جزئی‌نگرانه

جملات نمونه

he is such a hairsplitter when it comes to grammar rules.

او در مورد قوانین دستور زبان، بسیار جزئی‌نگر است.

don't be a hairsplitter; just focus on the main idea.

جزئی‌نگر نباشید؛ فقط روی ایده اصلی تمرکز کنید.

her hairsplitter nature makes discussions tedious.

طبع جزئی‌نگر او باعث می‌شود بحث‌ها خسته‌کننده باشند.

as a hairsplitter, he often annoys his colleagues.

به عنوان یک جزئی‌نگر، او اغلب همکارانش را آزار می‌دهد.

being a hairsplitter can be both a blessing and a curse.

جزئی‌نگری می‌تواند هم یک موهبت و هم یک نفرین باشد.

she has a reputation as a hairsplitter in the office.

او در دفتر به عنوان یک جزئی‌نگر شهرت دارد.

his hairsplitter tendencies often lead to lengthy debates.

تمایلات جزئی‌نگر او اغلب منجر به بحث‌های طولانی می‌شود.

being a hairsplitter can hinder teamwork.

جزئی‌نگری می‌تواند همکاری را مختل کند.

she can't help being a hairsplitter when it comes to details.

وقتی صحبت از جزئیات می‌شود، او نمی‌تواند به جزئی‌نگری خود کمک کند.

his hairsplitter approach to projects is often criticized.

رویکرد جزئی‌نگر او نسبت به پروژه‌ها اغلب مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید