halals

[ایالات متحده]/həˈlɑːlz/
[بریتانیا]/həˈlɑlz/

ترجمه

v. ذبح کردن طبق قانون اسلامی
n. گوشت آماده شده طبق قانون اسلامی

عبارات و ترکیب‌ها

halals only

فقط حلال

halals menu

منوی حلال

halals food

غذاهای حلال

halals certification

گواهی حلال

halals options

گزینه‌های حلال

halals products

محصولات حلال

halals standards

استانداردهای حلال

halals suppliers

تامین‌کنندگان حلال

halals meals

وعده‌های غذایی حلال

halals restaurants

رستوران‌های حلال

جملات نمونه

many restaurants offer halals for their customers.

بسیاری از رستوران‌ها برای مشتریان خود حلال ارائه می‌دهند.

he is looking for halal certification for his food business.

او به دنبال گواهی حلال برای کسب و کار غذایی خود است.

halals are important for those who follow islamic dietary laws.

حلال برای کسانی که قوانین رژیم غذایی اسلامی را رعایت می‌کنند مهم است.

she prefers to buy only halal meat from the market.

او ترجیح می‌دهد فقط گوشت حلال را از بازار خریداری کند.

there are many halal options available at the food festival.

در جشنواره غذا، بسیاری از گزینه‌های حلال در دسترس است.

they ensure that all their products are halal certified.

آنها اطمینان حاصل می‌کنند که تمام محصولات آنها دارای گواهی حلال است.

halals can be found in various cuisines around the world.

حلال را می‌توان در غذاهای مختلف در سراسر جهان یافت.

he always checks the label for halal ingredients.

او همیشه برچسب را برای بررسی وجود مواد حلال بررسی می‌کند.

many supermarkets now have a section dedicated to halals.

اکنون بسیاری از سوپرمارکت‌ها بخشی را به حلال اختصاص داده‌اند.

she enjoys cooking halal dishes for her family.

او از پختن غذاهای حلال برای خانواده‌اش لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید