half-dozen apples
نیم دزدی سیب
a half-dozen
نیم دزدی
bought a half-dozen
نیم دزدی خرید
half-dozen eggs
نیم دزدی تخم مرغ
half-dozen cookies
نیم دزدی کوکی
half-dozen roses
نیم دزدی گل
ordered half-dozen
نیم دزدی سفارش داد
half-dozen donuts
نیم دزدی دونات
ate a half-dozen
نیم دزدی خورد
half-dozen pencils
نیم دزدی مداد
i bought a half-dozen apples at the farmer's market.
من یک نیم دزدنه سیب از بازار کشاورزی خریدم.
she baked a half-dozen cookies for the bake sale.
او یک نیم دزدنه کوکی برای فروش پخته بیشتر درست کرد.
we ordered a half-dozen beers to share with friends.
ما یک نیم دزدنه بی어 برای به اشتراک گذاشتن با دوستان سفارش دادیم.
he caught a half-dozen fish on his fishing trip.
او در سفر ماهیگیری خود یک نیم دزدنه ماهیگیری کرد.
the restaurant offered a half-dozen appetizers on the menu.
رستوران یک نیم دزدنه مقدمه در منو ارائه داد.
they sent a half-dozen thank-you notes to their supporters.
آنها یک نیم دزدنه نامه تشکر به حامیان خود ارسال کردند.
the store had a half-dozen different flavors of ice cream.
فروشگاه یک نیم دزدنه طعم مختلف آیس کريم داشت.
he received a half-dozen job offers after the interview.
او پس از مصاحبه یک نیم دزدنه پیشنهاد شغلی دریافت کرد.
the band played a half-dozen songs at the concert.
گروه موسیقی در کنسرت یک نیم دزدنه آهنگ اجرا کرد.
she planted a half-dozen rose bushes in her garden.
او در باغ خود یک نیم دزدنه گیاه گل گوجه ای کاشت.
we tried a half-dozen different restaurants last weekend.
ما گذشته هفته یک نیم دزدneh رستوران مختلف را امتحان کردیم.
half-dozen apples
نیم دزدی سیب
a half-dozen
نیم دزدی
bought a half-dozen
نیم دزدی خرید
half-dozen eggs
نیم دزدی تخم مرغ
half-dozen cookies
نیم دزدی کوکی
half-dozen roses
نیم دزدی گل
ordered half-dozen
نیم دزدی سفارش داد
half-dozen donuts
نیم دزدی دونات
ate a half-dozen
نیم دزدی خورد
half-dozen pencils
نیم دزدی مداد
i bought a half-dozen apples at the farmer's market.
من یک نیم دزدنه سیب از بازار کشاورزی خریدم.
she baked a half-dozen cookies for the bake sale.
او یک نیم دزدنه کوکی برای فروش پخته بیشتر درست کرد.
we ordered a half-dozen beers to share with friends.
ما یک نیم دزدنه بی어 برای به اشتراک گذاشتن با دوستان سفارش دادیم.
he caught a half-dozen fish on his fishing trip.
او در سفر ماهیگیری خود یک نیم دزدنه ماهیگیری کرد.
the restaurant offered a half-dozen appetizers on the menu.
رستوران یک نیم دزدنه مقدمه در منو ارائه داد.
they sent a half-dozen thank-you notes to their supporters.
آنها یک نیم دزدنه نامه تشکر به حامیان خود ارسال کردند.
the store had a half-dozen different flavors of ice cream.
فروشگاه یک نیم دزدنه طعم مختلف آیس کريم داشت.
he received a half-dozen job offers after the interview.
او پس از مصاحبه یک نیم دزدنه پیشنهاد شغلی دریافت کرد.
the band played a half-dozen songs at the concert.
گروه موسیقی در کنسرت یک نیم دزدنه آهنگ اجرا کرد.
she planted a half-dozen rose bushes in her garden.
او در باغ خود یک نیم دزدنه گیاه گل گوجه ای کاشت.
we tried a half-dozen different restaurants last weekend.
ما گذشته هفته یک نیم دزدneh رستوران مختلف را امتحان کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید