half-moon rise
طلوع ماه بدر
half-moon shape
شکل ماه بدر
half-moon night
شب ماه بدر
half-moon glow
تابش ماه بدر
half-moon sky
آسمان ماه بدر
half-moon crest
تاج ماه بدر
watching half-moon
تماشای ماه بدر
half-moon light
نور ماه بدر
half-moon bay
خلیج ماه بدر
half-moon smile
لبخند ماه بدر
the crescent moon hung like a half-moon in the night sky.
ماه نو در آسمان شب مانند یک ماه بدر ظاهر شده بود.
she carved a half-moon shape into the pumpkin.
او شکل ماه بدر را روی کدو تنبل حک کرد.
the park's pond reflected the half-moon beautifully.
گودال پارک به زیبایی ماه بدر را منعکس میکرد.
he used a half-moon wrench to loosen the bolt.
او از یک آچار ماه بدر برای باز کردن پیچ استفاده کرد.
the dancer gracefully moved in a half-moon arc.
رقاص به طور ظریف در یک قوس ماه بدر حرکت کرد.
the window had a half-moon design in the glass.
پنجره دارای طرح ماه بدر در شیشه بود.
a half-moon of sand stretched along the beach.
یک نوار ماه بدر از شن در امتداد ساحل کشیده شده بود.
the knife had a half-moon blade for carving wood.
چاقو دارای تیغه ماه بدر برای حکاکی چوب بود.
the moon was a waning half-moon last night.
ماه دیشب یک ماه بدر رو به کوچکی بود.
the garden featured a half-moon flower bed.
باغ دارای یک تخت گل به شکل ماه بدر بود.
she wore a necklace with a half-moon pendant.
او یک گردنبند با آویز ماه بدر به تن داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید