half-year

[ایالات متحده]/[hɑːf ˈjɪə(r)]/
[بریتانیا]/[hæf ˈjɪər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره شش ماهه؛ دوره‌ای بین ۱ ژانویه و ۳۰ ژوئن یا بین ۱ ژوئیه و ۳۱ دسامبر
adj. به طول شش ماه یا شامل شش ماه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

half-year report

گزارش شش ماهه

half-year mark

نقطه اوایل شش ماهه

in half-year

در طول شش ماهه

half-year period

دوره شش ماهه

half-year plan

برنامه شش ماهه

over half-year

بیشتر از شش ماه

for half-year

برای شش ماه

last half-year

شش ماه گذشته

next half-year

شش ماه آینده

جملات نمونه

we've been working on this project for half a year.

ما روی این پروژه برای نیم سال کار کرده‌ایم.

the company's profits doubled over the half-year period.

سود شرکت در طول دوره نیم سال دو برابر شد.

she's been studying french for half a year with great progress.

او به مدت نیم سال با پیشرفت زیاد فرانسوی یاد گرفته است.

the deadline for the report is in half a year.

مهلت تحویل گزارش در نیم سال آینده است.

he's held the position for half a year now.

او اکنون نیم سال است که این سمت را در اختیار دارد.

the team's performance improved significantly over the half-year.

عملکرد تیم در طول نیم سال به طور قابل توجهی بهبود یافت.

it's been a challenging half-year for the business.

این نیم سال برای کسب و کار چالش برانگیز بوده است.

we plan to review the data after half a year.

ما قصد داریم داده‌ها را پس از نیم سال بررسی کنیم.

the contract runs for a full half-year.

این قرارداد برای یک دوره کامل نیم سال اجرا می‌شود.

they've lived in london for half a year.

آنها به مدت نیم سال در لندن زندگی کرده‌اند.

the initial investment will be recouped within half a year.

سرمایه‌گذاری اولیه ظرف مدت نیم سال باز خواهد گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید