| جمع | half-years |
half-year report
گزارش شش ماهه
half-year mark
نقطه اوایل شش ماهه
in half-year
در طول شش ماهه
half-year period
دوره شش ماهه
half-year plan
برنامه شش ماهه
over half-year
بیشتر از شش ماه
for half-year
برای شش ماه
last half-year
شش ماه گذشته
next half-year
شش ماه آینده
we've been working on this project for half a year.
ما روی این پروژه برای نیم سال کار کردهایم.
the company's profits doubled over the half-year period.
سود شرکت در طول دوره نیم سال دو برابر شد.
she's been studying french for half a year with great progress.
او به مدت نیم سال با پیشرفت زیاد فرانسوی یاد گرفته است.
the deadline for the report is in half a year.
مهلت تحویل گزارش در نیم سال آینده است.
he's held the position for half a year now.
او اکنون نیم سال است که این سمت را در اختیار دارد.
the team's performance improved significantly over the half-year.
عملکرد تیم در طول نیم سال به طور قابل توجهی بهبود یافت.
it's been a challenging half-year for the business.
این نیم سال برای کسب و کار چالش برانگیز بوده است.
we plan to review the data after half a year.
ما قصد داریم دادهها را پس از نیم سال بررسی کنیم.
the contract runs for a full half-year.
این قرارداد برای یک دوره کامل نیم سال اجرا میشود.
they've lived in london for half a year.
آنها به مدت نیم سال در لندن زندگی کردهاند.
the initial investment will be recouped within half a year.
سرمایهگذاری اولیه ظرف مدت نیم سال باز خواهد گشت.
half-year report
گزارش شش ماهه
half-year mark
نقطه اوایل شش ماهه
in half-year
در طول شش ماهه
half-year period
دوره شش ماهه
half-year plan
برنامه شش ماهه
over half-year
بیشتر از شش ماه
for half-year
برای شش ماه
last half-year
شش ماه گذشته
next half-year
شش ماه آینده
we've been working on this project for half a year.
ما روی این پروژه برای نیم سال کار کردهایم.
the company's profits doubled over the half-year period.
سود شرکت در طول دوره نیم سال دو برابر شد.
she's been studying french for half a year with great progress.
او به مدت نیم سال با پیشرفت زیاد فرانسوی یاد گرفته است.
the deadline for the report is in half a year.
مهلت تحویل گزارش در نیم سال آینده است.
he's held the position for half a year now.
او اکنون نیم سال است که این سمت را در اختیار دارد.
the team's performance improved significantly over the half-year.
عملکرد تیم در طول نیم سال به طور قابل توجهی بهبود یافت.
it's been a challenging half-year for the business.
این نیم سال برای کسب و کار چالش برانگیز بوده است.
we plan to review the data after half a year.
ما قصد داریم دادهها را پس از نیم سال بررسی کنیم.
the contract runs for a full half-year.
این قرارداد برای یک دوره کامل نیم سال اجرا میشود.
they've lived in london for half a year.
آنها به مدت نیم سال در لندن زندگی کردهاند.
the initial investment will be recouped within half a year.
سرمایهگذاری اولیه ظرف مدت نیم سال باز خواهد گشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید