halfbacks

[ایالات متحده]/ˈhɑːfbæk/
[بریتانیا]/ˈhæfˌbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهاجم در فوتبال; هافبک میانی در فوتبال

عبارات و ترکیب‌ها

halfback pass

حرکت پاس عقب خط

halfback dive

حرکت شیرجه عقب خط

halfback option

گزینه عقب خط

halfback draw

حرکت عقب خط

halfback sweep

حرکت پاک‌سازی عقب خط

halfback screen

حرکت محافظتی عقب خط

halfback zone

منطقه عقب خط

halfback receiver

گیرنده عقب خط

halfback role

نقش عقب خط

halfback formation

تشکیل عقب خط

جملات نمونه

the halfback made an incredible play during the game.

نیم‌بک یک حرکت فوق‌العاده در طول بازی انجام داد.

he plays as a halfback for the local football team.

او به عنوان یک نیم‌بک برای تیم فوتبال محلی بازی می‌کند.

the coach praised the halfback for his agility.

مربی او را به خاطر چابکی‌اش تحسین کرد.

as a halfback, he needs to be quick on his feet.

به عنوان یک نیم‌بک، او باید سریع باشد.

the halfback's strategy was crucial for the team's success.

استراتژی نیم‌بک برای موفقیت تیم بسیار مهم بود.

she had a natural talent for playing halfback.

او استعداد ذاتی برای بازی به عنوان نیم‌بک داشت.

the halfback coordinated well with the forwards.

نیم‌بک به خوبی با مهاجمان هماهنگ بود.

in rugby, the halfback is vital for ball distribution.

در راگبی، نیم‌بک برای توزیع توپ حیاتی است.

the young halfback showed great promise this season.

نیم‌بک جوان این فصل پتانسیل زیادی نشان داد.

training focused on improving the halfback's passing skills.

آموزش بر روی بهبود مهارت‌های پاس نیم‌بک متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید