hallooing

[ایالات متحده]/həˈluːɪŋ/
[بریتانیا]/həˈluːɪŋ/

ترجمه

v. به طور بلند صدا زدن؛ فریاد زدن در حین تعقیب؛ با صدای بلند سلام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hallooing loudly

فریاد زدن با صدای بلند

hallooing back

پاسخ دادن با فریاد

hallooing out

فریاد زدن بیرون

hallooing at

فریاد زدن به سمت

hallooing around

فریاد زدن در اطراف

hallooing up

فریاد زدن بالا

hallooing together

فریاد زدن با هم

hallooing away

فریاد زدن دور

hallooing for help

فریاد زدن برای کمک

جملات نمونه

they were hallooing across the fields to get each other's attention.

آنها در حال فریاد زدن در سراسر مزارع بودند تا توجه یکدیگر را جلب کنند.

the children were hallooing with joy as they played in the park.

بچه‌ها با خوشحالی در حال فریاد زدن بودند در حالی که در پارک بازی می‌کردند.

he started hallooing when he saw his friends approaching.

وقتی دوستانش را دیدند در حال نزدیک شدن، شروع به فریاد زدن کردند.

we could hear them hallooing from a distance during the festival.

ما می‌توانستیم صدای فریادهایشان را از دور در طول جشنواره بشنویم.

hallooing loudly, she tried to gather everyone for the meeting.

با صدای بلند فریاد می‌زدند، سعی کرد همه را برای جلسه جمع کند.

the hunters began hallooing to signal the start of the chase.

شکارچیان شروع به فریاد زدن کردند تا شروع تعقیب را نشان دهند.

as the sun set, they were hallooing to each other from across the river.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، آنها از آن سوی رودخانه با یکدیگر فریاد می‌زدند.

hallooing at the top of his lungs, he tried to scare away the birds.

با تمام وجود فریاد می‌زد، سعی کرد پرندگان را بترساند.

she was hallooing for help when she got stuck in the mud.

وقتی در گل گیر کرد، فریاد کمک می‌کرد.

the crowd started hallooing as the parade passed by.

با گذر رژه، جمعیت شروع به فریاد زدن کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید