halloos

[ایالات متحده]/həˈluːz/
[بریتانیا]/həˈluːz/

ترجمه

n. صداهایی که برای احضار سگ‌های شکاری استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

halloos there

سلام آنجا

say halloos

بگو halloos

halloos everyone

halloos همه

halloos friend

دوست halloos

halloos mate

همراه halloos

halloos folks

مردم halloos

halloos buddy

همدم halloos

halloos team

تیم halloos

جملات نمونه

she greeted everyone with halloos at the party.

او همه را با احوالپرسی در مهمانی خوشامد گفت.

the children shouted halloos as they ran into the playground.

بچه ها با خوشحال بودن در حالی که به زمین بازی می دویدند، احوالپرسی کردند.

he waved and called out halloos to his friends across the street.

او دست تکان داد و احوالپرسی را به سمت دوستانش در آن طرف خیابان فریاد زد.

during the event, the crowd exchanged halloos with excitement.

در طول رویداد، جمعیت با هیجان احوالپرسی کردند.

as we entered the room, we heard halloos from familiar faces.

همانطور که وارد اتاق شدیم، احوالپرسی از چهره های آشنا شنیدیم.

the halloos echoed in the small town during the festival.

احوالپرسی در شهر کوچک در طول جشنواره طنین انداز شد.

she always responds with cheerful halloos when meeting people.

او همیشه با خوشحالی با احوالپرسی با افراد ملاقات می کند.

on the hike, we exchanged halloos with fellow trekkers.

در پیاده روی، ما با سایر کوهنوردان احوالپرسی کردیم.

they began their conversation with friendly halloos.

آنها مکالمه خود را با احوالپرسی دوستانه آغاز کردند.

the dog barked halloos as its owner approached.

سگ با رسیدن صاحبش، احوالپرسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید