halved

[ایالات متحده]/hɑ:v/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به دو قسمت مساوی تقسیم شده؛ به طور مساوی تقسیم شده؛ کاهش یافته به نصف

جملات نمونه

halved the recipe to serve two.

دستور العمل را برای دو نفر نصف کردم.

James and I halved the apple.

جیمز و من سیب را نصف کردیم.

The new assemply line has halved the production cost.

خط تولید جدید هزینه تولید را نصف کرده است.

Overall operating profits halved to $24 million.

در مجموع، سود عملیاتی به ۲۴ میلیون دلار کاهش یافت.

The shares have more than halved in value since the summer high of 572p.

از اوج تابستان با قیمت ۵۷۲ پنس، ارزش سهام بیش از دو برابر کاهش یافته است.

The drug is collected in summer and autumn when the fruit turns greenish-yellow, boiled in water until the exocarp becomes grayish-white in colour, halved longitudinally, and dried in the sunn.

این دارو در تابستان و پاییز جمع‌آوری می‌شود، زمانی که میوه به سبز-زرد تبدیل می‌شود، در آب جوشانده می‌شود تا بخش بیرونی پوست به رنگ خاکستری-سفید درآید، از وسط به صورت طولی تقسیم شده و در آفتاب خشک می‌شود.

نمونه‌های واقعی

You just conjugate to be into the proper form and then you have halved.

شما فقط باید فعل را به شکل مناسب تبدیل کنید و سپس آن را نصف کنید.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

By the time the President leaves office in January 2017, that number would have halved.

تا زمانی که رئیس جمهور در ژانویه 2017 از سمت خود کناره گیری می کند، آن عدد نصف خواهد شد.

منبع: BBC Listening Compilation October 2015

A problem shared is a problem halved, but Eve can't always help.

مشکلی که به اشتراک گذاشته می شود، مشکلی است که نصف شده است، اما ایو همیشه نمی تواند کمک کند.

منبع: BBC Listening Collection April 2017

This was a worthwhile effort, it seems, as the rate of neural tube defects has halved.

به نظر می رسد این یک تلاش ارزشمند بوده است، زیرا نرخ نقص لوله عصبی نصف شده است.

منبع: WIL Life Revelation

In some long-fished areas, it has halved again since then.

در برخی مناطق ماهیگیری طولانی مدت، از آن زمان دوباره نصف شده است.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

Upon becoming head of the Fed, his salary was halved.

پس از تصدی ریاست فدرال رزرو، حقوق او نصف شد.

منبع: The Economist - Arts

Okay, so you've halved your fish.

باشه، پس شما ماهی خود را نصف کرده اید.

منبع: Gourmet Base

The bill of a 2.7 billion dollars the UK owes the EU contribution have been halved, he said.

وی گفت، بدهی 2.7 میلیارد دلاری که انگلستان به اتحادیه اروپا بدهکار است، نصف شده است.

منبع: BBC Listening Collection November 2014

Last month Australian statisticians more than halved their estimate of productivity growth in the third quarter of 2022.

ماه گذشته، آمارشناسان استرالیا بیش از دو برابر تخمین رشد بهره وری خود را در سه ماهه سال 2022 کاهش دادند.

منبع: The Economist - Finance

So I want to give you one more really useful vocabulary, and that means to be halved.

بنابراین می خواهم یک واژگان بسیار مفید دیگر به شما بدهم و منظور آن نصف شدن است.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید