quadrupled

[ایالات متحده]/kwɒdruːpld/
[بریتانیا]/kwɑːdruːpld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چهار برابر افزایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

quadrupled sales

چهار برابر شدن فروش

quadrupled profits

چهار برابر شدن سود

quadrupled output

چهار برابر شدن تولید

quadrupled revenue

چهار برابر شدن درآمد

quadrupled growth

چهار برابر شدن رشد

quadrupled demand

چهار برابر شدن تقاضا

quadrupled investments

چهار برابر شدن سرمایه‌گذاری‌ها

quadrupled capacity

چهار برابر شدن ظرفیت

quadrupled size

چهار برابر شدن اندازه

quadrupled workforce

چهار برابر شدن نیروی کار

جملات نمونه

the company's profits have quadrupled this year.

سود شرکت امسال چهار برابر شده است.

our customer base has quadrupled since the new product launch.

پایگاه مشتریان ما از زمان عرضه محصول جدید چهار برابر شده است.

his workload has quadrupled with the new project.

بار کاری او با پروژه جدید چهار برابر شده است.

the population of the city has quadrupled in the last decade.

جمعیت شهر در دهه گذشته چهار برابر شده است.

sales figures quadrupled after the marketing campaign.

آمار فروش پس از کمپین بازاریابی چهار برابر شد.

the number of online users has quadrupled during the pandemic.

تعداد کاربران آنلاین در طول همه‌گیری چهار برابر شده است.

her investments have quadrupled in value over the years.

سرمایه‌گذاری‌های او در طول سال‌ها چهار برابر شده است.

the amount of data generated has quadrupled in just a few years.

میزان داده‌های تولید شده در عرض چند سال چهار برابر شده است.

they expect their revenue to quadruple by next year.

آنها انتظار دارند درآمدشان تا سال آینده چهار برابر شود.

the speed of the internet connection has quadrupled since the upgrade.

سرعت اتصال اینترنت از زمان ارتقا چهار برابر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید