handspan

[ایالات متحده]/[ˈhændspæn]/
[بریتانیا]/[ˈhændspæn]/

ترجمه

n. عرض دستی که از انگشت بزرگ تا انگشت کوچک گسترش یافته است؛ واحد اندازه‌گیری طول که برابر با عرض دست است.

عبارات و ترکیب‌ها

handspan wide

عرض یک پهلو

a handspan

یک پهلو

measured handspan

پهلوی اندازه گرفته شده

handspan length

طول پهلو

within handspan

در یک پهلو

handspan deep

عمق یک پهلو

about a handspan

حدود یک پهلو

handspan size

اندازه یک پهلو

span a handspan

پهلوی یک پهلو

roughly a handspan

حدوداً یک پهلو

جملات نمونه

the child measured a handspan across the table.

کودک یک فاصله دست را روی میز اندازه گرفت.

he stretched out his handspan to show how much he needed.

او دست خود را گسترش داد تا نشان دهد که چقدر نیاز دارد.

the shelf was exactly one handspan deep.

رفتنه دقیقاً یک فاصله دست عمق داشت.

she could reach the switch in a handspan.

او می‌توانست با یک فاصله دست به کلید برسد.

the pipe's diameter was roughly a handspan.

قطر لوله تقریباً یک فاصله دست بود.

he held a small branch, barely a handspan long.

او یک شاخه کوچک نگه داشت که تقریباً یک فاصله دست طول داشت.

the gap was just a handspan wide.

فاصله تنها یک فاصله دست عرض داشت.

the fabric was a comfortable handspan in width.

بُر یک فاصله دست عرض داشت که راحت بود.

he estimated the distance at about a handspan.

او فاصله را تقریباً یک فاصله دست برآورد.

the cake slice was a generous handspan thick.

شیوه کیک یک فاصله دست ضخیم بود.

the seedling's stem was only a tiny handspan.

ساقه جوانه تنها یک فاصله دست کوچک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید