happinesses

[ایالات متحده]/[ˈhæpnɪsiːz]/
[بریتانیا]/[ˈhæpnɪsiːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

عبارات و ترکیب‌ها

seeking happinesses

دنبال خوشبختی‌ها

many happinesses

خوشبختی‌های بسیار

finding happiness

یافتن خوشبختی

sharing happiness

اشتراک خوشبختی

creating happiness

ایجاد خوشبختی

experiencing happiness

تجربه خوشبختی

lost happiness

خوشبختی از دست رفته

simple happiness

خوشبختی ساده

future happiness

خوشبختی آینده

small happinesses

خوشبختی‌های کوچک

جملات نمونه

she experienced countless happinesses throughout her travels.

او در سفرهای خود از شادی‌های بی‌شماری تجربه کرد.

the simple joys of life bring their own happinesses.

سرمایه‌های ساده زندگی خودی شادی‌هایی را به همراه می‌آورند.

sharing laughter is one of the greatest happinesses.

اشتراک خنده یکی از بزرگ‌ترین شادی‌هاست.

family gatherings often produce unexpected happinesses.

جمع‌آوری‌های خانوادگی اغلب شادی‌های غیرمنتظره‌ای را به وجود می‌آورند.

witnessing acts of kindness creates profound happinesses.

گواهی شدن روی اعمال لطف شادی‌های عمیقی ایجاد می‌کند.

achieving personal goals yields significant happinesses.

تحقیق اهداف شخصی شادی‌های مهمی را به دنبال دارد.

the birth of a child brings immeasurable happinesses.

تولد یک فرد شادی‌های قابل اندازه‌گیری را به همراه می‌آورد.

finding beauty in nature provides quiet happinesses.

یافتن زیبایی در طبیعت شادی‌های آرام را فراهم می‌کند.

helping others often results in unexpected happinesses.

کمک به دیگران اغلب شادی‌های غیرمنتظره‌ای را به دنبال دارد.

reflecting on past successes evokes cherished happinesses.

بازگشت به موفقیت‌های گذشته شادی‌های گرامی را به اثر می‌گذارد.

the unconditional love of a pet provides simple happinesses.

عشق غیر条件ی یک خامه شادی‌های ساده را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید