delivered harangues
خطابههای تحویل داده شده
political harangues
خطابههای سیاسی
angry harangues
خطابههای خشمگین
harangues against
خطابهها علیه
rhetorical harangues
خطابههای بلاغی
harangues about
خطابهها درباره
fervent harangues
خطابههای پرشور
long harangues
خطابههای طولانی
public harangues
خطابههای عمومی
harangues in vain
خطابههای بیهوده
he often harangues his friends about the importance of saving the environment.
او اغلب دوستان خود را درباره اهمیت حفظ محیط زیست توبیخ میکند.
the politician delivered a series of harangues to rally support for his campaign.
سیاستمدار مجموعهای از سخنرانیهای تند برای جلب حمایت از کمپین خود ارائه داد.
she harangues her students about the necessity of hard work.
او دانشجویان خود را درباره ضرورت کار سخت توبیخ میکند.
during the meeting, he harangued the team for not meeting deadlines.
در طول جلسه، او تیم را به دلیل نرسیدن به مهلتها توبیخ کرد.
his harangues often fall on deaf ears.
سخنرانیهای تند او اغلب به گوش افراد نمیرسد.
she was known for her passionate harangues on social justice.
او به خاطر سخنرانیهای تند و پرشور خود در مورد عدالت اجتماعی شناخته میشد.
the coach's harangues motivated the players to perform better.
سخنرانیهای تند مربی باعث شد بازیکنان بهتر عمل کنند.
he delivered a harangue about the dangers of misinformation.
او در مورد خطرات اطلاعات نادرست سخنرانی تندی ارائه داد.
the teacher's harangues about punctuality were well-known among students.
توبیخهای معلم در مورد به موقع بودن در بین دانش آموزان به خوبی شناخته شده بود.
her harangues at the rally inspired many to take action.
سخنرانیهای تند او در گردهمایی الهام بخش بسیاری برای اقدام شد.
delivered harangues
خطابههای تحویل داده شده
political harangues
خطابههای سیاسی
angry harangues
خطابههای خشمگین
harangues against
خطابهها علیه
rhetorical harangues
خطابههای بلاغی
harangues about
خطابهها درباره
fervent harangues
خطابههای پرشور
long harangues
خطابههای طولانی
public harangues
خطابههای عمومی
harangues in vain
خطابههای بیهوده
he often harangues his friends about the importance of saving the environment.
او اغلب دوستان خود را درباره اهمیت حفظ محیط زیست توبیخ میکند.
the politician delivered a series of harangues to rally support for his campaign.
سیاستمدار مجموعهای از سخنرانیهای تند برای جلب حمایت از کمپین خود ارائه داد.
she harangues her students about the necessity of hard work.
او دانشجویان خود را درباره ضرورت کار سخت توبیخ میکند.
during the meeting, he harangued the team for not meeting deadlines.
در طول جلسه، او تیم را به دلیل نرسیدن به مهلتها توبیخ کرد.
his harangues often fall on deaf ears.
سخنرانیهای تند او اغلب به گوش افراد نمیرسد.
she was known for her passionate harangues on social justice.
او به خاطر سخنرانیهای تند و پرشور خود در مورد عدالت اجتماعی شناخته میشد.
the coach's harangues motivated the players to perform better.
سخنرانیهای تند مربی باعث شد بازیکنان بهتر عمل کنند.
he delivered a harangue about the dangers of misinformation.
او در مورد خطرات اطلاعات نادرست سخنرانی تندی ارائه داد.
the teacher's harangues about punctuality were well-known among students.
توبیخهای معلم در مورد به موقع بودن در بین دانش آموزان به خوبی شناخته شده بود.
her harangues at the rally inspired many to take action.
سخنرانیهای تند او در گردهمایی الهام بخش بسیاری برای اقدام شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید