harborages

[ایالات متحده]/ˈhɑːbərɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈhɑrbərɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان پناه یا پناهگاه؛ محلی که کشتی‌ها می‌توانند لنگر بیندازند

عبارات و ترکیب‌ها

safe harborage

پناهگاه امن

temporary harborage

پناهگاه موقت

harborage site

محل پناهگاه

harborage conditions

شرایط پناهگاه

harborage area

منطقه پناهگاه

secure harborage

پناهگاه امن

harborage for pests

پناهگاه برای آفات

harborage management

مدیریت پناهگاه

natural harborage

پناهگاه طبیعی

harborage facilities

امکانات پناهگاه

جملات نمونه

the abandoned building became a harborage for stray animals.

ساختمان متروکه به پناهگاهی برای حیوانات ولگرد تبدیل شد.

we need to find a harborage for the refugees during the storm.

ما باید پناهگاهی برای آوارگان در طول طوفان پیدا کنیم.

the harbor serves as a harborage for various marine species.

بندر به عنوان پناهگاهی برای گونه های مختلف دریایی عمل می کند.

birds often seek harborage in dense trees.

پرندگان اغلب به دنبال پناهگاه در درختان متراکم هستند.

the cave provided a safe harborage from predators.

غار پناهگاهی امن در برابر شکارچیان فراهم کرد.

harborage is essential for wildlife during harsh winters.

پناهگاه برای حیات وحش در طول زمستان های سخت ضروری است.

the forest acts as a natural harborage for many species.

جنگل به عنوان یک پناهگاه طبیعی برای بسیاری از گونه ها عمل می کند.

finding a harborage is crucial for the survival of young animals.

پیدا کردن پناهگاه برای بقای حیوانات جوان بسیار مهم است.

during the migration, birds look for harborage along their route.

در طول مهاجرت، پرندگان به دنبال پناهگاه در طول مسیر خود می گردند.

the old shipwreck became a harborage for fish and coral.

کشتی غرق شده قدیمی به پناهگاهی برای ماهی ها و مرجان ها تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید