harman

[ایالات متحده]/'hɑ:mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از مردم هارمان یا سخنگوی زبان هارمان.

عبارات و ترکیب‌ها

Harman Kardon

هارمن کاردن

جملات نمونه

Harman is a popular brand for audio equipment.

هارمن یک برند محبوب برای تجهیزات صوتی است.

She bought a new Harman Kardon speaker for her home.

او یک بلندگوی جدید هارمن کاردون برای خانه اش خرید.

The Harman team is working on a new project.

تیم هارمن روی یک پروژه جدید کار می کند.

He enjoys listening to music on his Harman headphones.

او از گوش دادن به موسیقی با هدفون های هارمن خود لذت می برد.

The Harman products are known for their high quality.

محصولات هارمن به دلیل کیفیت بالای خود شناخته شده اند.

Many people trust Harman for their sound systems.

بسیاری از مردم برای سیستم های صوتی خود به هارمن اعتماد دارند.

The Harman store is having a sale on speakers this weekend.

فروشگاه هارمن این آخر هفته تخفیف ویژه ای برای بلندگوها دارد.

She received a Harman amplifier as a gift.

او یک تقویت کننده هارمن به عنوان هدیه دریافت کرد.

The Harman soundbar enhances the audio experience of the TV.

صداپرداز هارمن تجربه صوتی تلویزیون را بهبود می بخشد.

He is a loyal Harman customer and always buys their latest products.

او یک مشتری وفادار هارمن است و همیشه جدیدترین محصولات آنها را خریداری می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید