hasp

[ایالات متحده]/hɑːsp/
[بریتانیا]/hæsp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قفلی برای محکم کردن در، پنجره، درپوش و غیره
vt. محکم کردن با یک قفل فلزی
Word Forms
جمعhasps
صفت یا فعل حال استمراریhasping
قسمت سوم فعلhasped
زمان گذشتهhasped
شکل سوم شخص مفردhasps

عبارات و ترکیب‌ها

secure hasp

ضامن محکم

metal hasp

ضامن فلزی

جملات نمونه

The hasp on the door was broken, so we couldn't lock it properly.

ضامن در شکسته بود، بنابراین نمی‌توانستیم آن را به درستی قفل کنیم.

She secured the gate with a sturdy hasp to keep the animals inside.

او برای نگه داشتن حیوانات در داخل، دروازه را با یک ضامن محکم ایمن کرد.

The old chest had a rusty hasp that was difficult to open.

گنجینه قدیمی یک ضامن زنگ زده داشت که باز کردن آن دشوار بود.

He used a padlock to secure the hasp on the shed.

او از یک قفل برای ایمن کردن ضامن انبار استفاده کرد.

The hasp on the window was loose, making it easy for burglars to break in.

ضامن پنجره شل بود و ورود دزدان را آسان می‌کرد.

She closed the suitcase and fastened the hasp before leaving for the trip.

او چمدان را بست و قبل از رفتن به سفر، ضامن را محکم کرد.

The hasp on the toolbox was missing, so he had to find a replacement.

ضامن جعبه ابزار گم شده بود، بنابراین او مجبور شد یک جایگزین پیدا کند.

The hasp on the gate was painted in bright red for visibility.

ضامن دروازه به رنگ قرمز روشن رنگ آمیزی شده بود تا قابل مشاهده باشد.

He struggled to open the hasp on the chest because it was stuck.

او برای باز کردن ضامن روی صندوقچه تلاش کرد زیرا گیر کرده بود.

The hasp on the barn door was securely locked to prevent unauthorized entry.

ضامن در انبار به طور ایمن قفل شده بود تا از ورود غیرمجاز جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید