latch

[ایالات متحده]/lætʃ/
[بریتانیا]/lætʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قفل برای در یا دروازه، که معمولاً شامل میله‌ای است که در یک شیار یا شکاف جا می‌گیرد و از هر دو طرف با یک اهرم بالا می‌رود
vt. & vi. با یک قفل بستن؛ درگیر شدن یا در هم تنیده شدن
vt. جلب توجه کسی کردن؛ درک کردن یا فهمیدن

عبارات و ترکیب‌ها

secure the latch

بستن قفل

latch on

قفل کردن

latch key

کلید قفل

on the latch

روی قفل

جملات نمونه

Will the wardrobe latch?

آیا در کمد باز می‌شود؟

Remember to latch the gate behind you.

به یاد داشته باشید که دروازه را پشت سر خود ببندید.

she latched the door carefully.

او با دقت در را بست.

latched on to a fortune in the fur trade.

به یک ثروت در تجارت پوست چسبید.

She latched on to your notion.

او به این ایده شما چسبید.

I latched on to their conversation.

من به صحبت آنها گوش دادم.

The latch snicked open.

قفل با صدای تیزی باز شد.

They have a reputation for latching onto all the latest crazes.

آنها به دلیل چسبیدن به آخرین جنون‌ها معروف هستند.

It took him a while to latch onto their style of humour.

مدتی طول کشید تا او متوجه سبک طنز آنها شود.

She soon latched onto the idea.

او به سرعت به این ایده پی برد.

the newspapers latched on to the idea of healthy eating.

روزنامه‌ها به ایده تغذیه سالم چسبیدند.

He latched on to 10, 000 shares.

او 10000 سهم خرید.

How does this latch work?

این قفل چگونه کار می کند؟

The virus latches onto the red blood cells.

ویروس به گلبول های قرمز خون می چسبد.

The government have latched onto environmental issues to win votes.

دولت برای کسب رای به مسائل زیست محیطی چسبیده است.

It was a difficult concept to grasp, but Sam latched on very quickly.

یک مفهوم دشوار بود، اما سم خیلی سریع آن را متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید