keyed padlock
قفل کلیددار
combination padlock
قفل ترکیبی
heavy-duty padlock
قفل سنگین
to put a padlock on the gate
گذاشتن قفل روی دروازه
3* padlock > I remember padlocking the gate when I left for the post office.
3* قفل > من به یاد دارم وقتی برای رفتن به اداره پست دروازه را قفل کردم.
He hacked the padlock off the door.
او قفل را از در جدا کرد.
The old padlock was red with rust.
قفل قدیمی با زنگ زدگی قرمز بود.
I remember padlocking the gate when I left for the post office.
من به یاد دارم وقتی برای رفتن به اداره پست دروازه را قفل کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید