hatcher

[ایالات متحده]/ˈhætʃə/
[بریتانیا]/ˈhætʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک انکوباتور برای جوجه‌کشی تخم‌ها؛ شخصی که طرح‌ها یا نقشه‌ها را طراحی می‌کند
Word Forms
جمعhatchers

عبارات و ترکیب‌ها

egg hatcher

ماشين شكستن تخم

hatcher machine

دستگاه شكستن تخم

hatcher tool

ابزار شكستن تخم

hatcher design

طراحی دستگاه شكستن تخم

hatcher system

سيستم شكستن تخم

hatcher capacity

ظرفيت دستگاه شكستن تخم

hatcher settings

تنظیمات دستگاه شكستن تخم

hatcher temperature

دمای دستگاه شكستن تخم

hatcher process

فرآيند شكستن تخم

hatcher operation

نحوه كاركرد دستگاه شكستن تخم

جملات نمونه

the hatcher carefully monitored the eggs.

هچر به دقت تخم ها را زیر نظر داشت.

the hatcher opened to reveal the chicks.

هچر باز شد تا جوجه ها نمایان شوند.

she works as a hatcher in a poultry farm.

او به عنوان هچر در یک مزرعه طیور کار می کند.

the hatcher needs to maintain the right temperature.

هچر باید دمای مناسب را حفظ کند.

he is skilled at operating the hatcher.

او در کار کردن با هچر مهارت دارد.

the hatcher can hold hundreds of eggs.

هچر می تواند صدها تخم را در خود جای دهد.

proper ventilation is essential for the hatcher.

تهویه مناسب برای هچر ضروری است.

the hatcher plays a crucial role in farming.

هچر نقش مهمی در کشاورزی ایفا می کند.

she adjusted the settings on the hatcher.

او تنظیمات هچر را تنظیم کرد.

the hatcher was full of life as the chicks hatched.

همانطور که جوجه ها بیرون می آمدند، هچر پر از زندگی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید