bury hatchets
دفن کردن کینه ها
hatchets out
بیرون آوردن تبرها
hatchets drawn
بیرون کشیدن تبرها
hatchets buried
دفن کردن تبرها
hatchets ready
تبرها آماده
hatchets flying
تبرها در حال پرتاب
hatchets in
تبرها داخل
hatchets raised
تبرها بالا
they buried the hatchets after years of conflict.
آنها پس از سالها جنگ، آتشافروزیها را خاموش کردند.
it's time to put down the hatchets and work together.
وقت آن است که آتشافروزیها را کنار بگذاریم و با هم همکاری کنیم.
the two leaders decided to bury the hatchets for peace.
دو رهبر تصمیم گرفتند برای صلح آتشافروزیها را خاموش کنند.
after the argument, they agreed to bury the hatchets.
پس از بحث، آنها با خاموش کردن آتشافروزیها موافقت کردند.
he finally decided to bury the hatchets with his old friend.
او بالاخره تصمیم گرفت با دوست قدیمی خود آتشافروزیها را خاموش کند.
they had a long discussion to bury the hatchets.
آنها برای خاموش کردن آتشافروزیها بحث طولانی داشتند.
it's important to bury the hatchets for a better future.
برای آینده بهتر، خاموش کردن آتشافروزیها مهم است.
after years of rivalry, they finally buried the hatchets.
پس از سالها رقابت، آنها بالاخره آتشافروزیها را خاموش کردند.
she suggested they should bury the hatchets and move on.
او پیشنهاد کرد که آنها باید آتشافروزیها را خاموش کنند و به حرکت ادامه دهند.
to improve teamwork, they need to bury the hatchets.
برای بهبود کار تیمی، آنها باید آتشافروزیها را خاموش کنند.
bury hatchets
دفن کردن کینه ها
hatchets out
بیرون آوردن تبرها
hatchets drawn
بیرون کشیدن تبرها
hatchets buried
دفن کردن تبرها
hatchets ready
تبرها آماده
hatchets flying
تبرها در حال پرتاب
hatchets in
تبرها داخل
hatchets raised
تبرها بالا
they buried the hatchets after years of conflict.
آنها پس از سالها جنگ، آتشافروزیها را خاموش کردند.
it's time to put down the hatchets and work together.
وقت آن است که آتشافروزیها را کنار بگذاریم و با هم همکاری کنیم.
the two leaders decided to bury the hatchets for peace.
دو رهبر تصمیم گرفتند برای صلح آتشافروزیها را خاموش کنند.
after the argument, they agreed to bury the hatchets.
پس از بحث، آنها با خاموش کردن آتشافروزیها موافقت کردند.
he finally decided to bury the hatchets with his old friend.
او بالاخره تصمیم گرفت با دوست قدیمی خود آتشافروزیها را خاموش کند.
they had a long discussion to bury the hatchets.
آنها برای خاموش کردن آتشافروزیها بحث طولانی داشتند.
it's important to bury the hatchets for a better future.
برای آینده بهتر، خاموش کردن آتشافروزیها مهم است.
after years of rivalry, they finally buried the hatchets.
پس از سالها رقابت، آنها بالاخره آتشافروزیها را خاموش کردند.
she suggested they should bury the hatchets and move on.
او پیشنهاد کرد که آنها باید آتشافروزیها را خاموش کنند و به حرکت ادامه دهند.
to improve teamwork, they need to bury the hatchets.
برای بهبود کار تیمی، آنها باید آتشافروزیها را خاموش کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید