hatchets

[ایالات متحده]/ˈhætʃɪts/
[بریتانیا]/ˈhætʃɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تبرک‌های کوچک; حملات بدخواهانه; افترا; آتش‌بس

عبارات و ترکیب‌ها

bury hatchets

دفن کردن کینه ها

hatchets out

بیرون آوردن تبرها

hatchets drawn

بیرون کشیدن تبرها

hatchets buried

دفن کردن تبرها

hatchets ready

تبرها آماده

hatchets flying

تبرها در حال پرتاب

hatchets in

تبرها داخل

hatchets raised

تبرها بالا

جملات نمونه

they buried the hatchets after years of conflict.

آنها پس از سال‌ها جنگ، آتش‌افروزی‌ها را خاموش کردند.

it's time to put down the hatchets and work together.

وقت آن است که آتش‌افروزی‌ها را کنار بگذاریم و با هم همکاری کنیم.

the two leaders decided to bury the hatchets for peace.

دو رهبر تصمیم گرفتند برای صلح آتش‌افروزی‌ها را خاموش کنند.

after the argument, they agreed to bury the hatchets.

پس از بحث، آنها با خاموش کردن آتش‌افروزی‌ها موافقت کردند.

he finally decided to bury the hatchets with his old friend.

او بالاخره تصمیم گرفت با دوست قدیمی خود آتش‌افروزی‌ها را خاموش کند.

they had a long discussion to bury the hatchets.

آنها برای خاموش کردن آتش‌افروزی‌ها بحث طولانی داشتند.

it's important to bury the hatchets for a better future.

برای آینده بهتر، خاموش کردن آتش‌افروزی‌ها مهم است.

after years of rivalry, they finally buried the hatchets.

پس از سال‌ها رقابت، آنها بالاخره آتش‌افروزی‌ها را خاموش کردند.

she suggested they should bury the hatchets and move on.

او پیشنهاد کرد که آنها باید آتش‌افروزی‌ها را خاموش کنند و به حرکت ادامه دهند.

to improve teamwork, they need to bury the hatchets.

برای بهبود کار تیمی، آنها باید آتش‌افروزی‌ها را خاموش کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید