hatching

[ایالات متحده]/ˈhætʃiŋ/
[بریتانیا]/'hætʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند جوجه‌کشی تخم‌ها، مانند پرنده یا خزنده، تا زمانی که جوجه‌ها خارج شوند
v. عمل جوجه‌کشی تخم‌ها؛ افزودن سایه یا خطوط به یک نقاشی؛ طراحی یا برنامه‌ریزی
adj. مربوط به فرآیند جوجه‌کشی تخم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

egg hatching

جفت‌گذاری تخم

chicken hatching

جفت‌گذاری مرغ

hatch out

بیرون آمدن از تخم

hatch cover

درپوش لانه

escape hatch

در خروج اضطراری

cross hatch

راه‌راه

جملات نمونه

she's hatching more little plots, I'll be bound!.

او نقشه‌های کوچکتر بیشتری را در حال پرورش دارد، مطمئنم!

Objective To study the hatching process of the reared population of Lucilia sericata.

هدف: مطالعه فرآیند تخم‌گذاری جمعیت پرورش‌یافته Lucilia sericata.

The government are hatching out a new plan to deal with rising prices.

دولت در حال طراحی یک برنامه جدید برای مقابله با افزایش قیمت‌ها است.

5 to 7 days' larve after hatching larvae mostly lived on copepod nauplii, copepodites and trochophore of Polychaeta in water of the earthen ponds, apart from feeding on particulate organic detritus.

پس از خروج از تخم، لاروهای 5 تا 7 روزه بیشتر در آب‌های برکه‌ای خاکی بر روی نو پلی‌های Copepoda، Copepodite و Trochophore از Polychaeta زندگی می‌کردند، جدا از تغذیه از مواد آلی معلق.

The eggs are hatching in the nest.

تخم‌ها در لانه در حال جوجه‌کشی هستند.

The chicks are hatching from their eggs.

جوزه‌ها از تخم‌های خود در حال بیرون آمدن هستند.

The idea is still hatching in my mind.

ایده هنوز در حال شکل‌گیری در ذهنم است.

The plan is hatching for our next project.

برنامه‌ریزی برای پروژه بعدی ما در حال انجام است.

The conspiracy is hatching behind the scenes.

توطئه در پشت صحنه در حال شکل‌گیری است.

The plot is hatching to overthrow the government.

طرح برای سرنگونی دولت در حال شکل‌گیری است.

The secret plan is hatching to surprise everyone.

برنامه مخفیانه برای غافلگیر کردن همه در حال شکل‌گیری است.

The idea is hatching to start a new business.

ایده برای شروع یک کسب و کار جدید در حال شکل‌گیری است.

The solution is hatching to solve the problem.

راه حل برای حل مشکل در حال شکل‌گیری است.

The plot is hatching to take over the company.

طرح برای تصرف شرکت در حال شکل‌گیری است.

نمونه‌های واقعی

You were speaking earlier of characteristic left handed hatching.

شما قبلاً در مورد لانه گزینی چپ دست مشخص صحبت کردید.

منبع: Oxford University's "The Beautiful Princess"

It thinned eggshells and prevented pelicans from hatching.

این باعث نازک شدن تخم مرغ ها شد و از جوجه كشي فلكو جلوگیری کرد.

منبع: VOA Special August 2022 Collection

She was on a train, hatching a plan.

او سوار قطاری بود و در حال طراحی یک نقشه بود.

منبع: Lost Girl Season 4

Oh, look. The eggs are hatching.

وای، نگاه کن. تخم مرغ ها در حال جوجه کشی هستند.

منبع: Wow English

I have seen them exchanging looks in their carriage and know that they are hatching some new plan.

من دیده ام که آنها در واگن خود به یکدیگر نگاه می کنند و می دانم که آنها در حال طراحی یک نقشه جدید هستند.

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

Oh look. The eggs are hatching. Wow! Oh, great.

وای، نگاه کن. تخم مرغ ها در حال جوجه کشی هستند. واو! اوه، عالی.

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

Very close parallel hatching done left handed.

لانه گزینی موازی بسیار نزدیک با دست چپ انجام شد.

منبع: Oxford University's "The Beautiful Princess"

Moths are hatching. They're the last of the summer.

پیله ها در حال جوجه کشی هستند. آنها آخرین پیله های تابستان هستند.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

Harrys heart sank at the sight of the crates-surely not another skrewt hatching?

قلب هری در دیدن جعبه ها فرو رفت - مطمئناً یک اسکروت دیگر در حال جوجه کشی نیست؟

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

At the goose colony, it's high summer and eggs are hatching.

در کلونی اردک، اوج تابستان است و تخم مرغ ها در حال جوجه کشی هستند.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید