hatchment

[ایالات متحده]/ˈhæʧmənt/
[بریتانیا]/ˈhæʧmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نشان هِرالدیک که به یاد یک فرد درگذشته به نمایش گذاشته شده است؛ یک نماد هِرالدیک به شکل الماس که درون یک قاب سیاه مربع تصویر شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

family hatchment

خانواده نشان

hatchment display

نمایش نشان

hatchment design

طراحی نشان

hatchment art

هنر نشان

hatchment symbolism

نمادگرایی نشان

hatchment history

تاریخچه نشان

hatchment style

سبک نشان

hatchment tradition

سنّت نشان

hatchment memorial

یادبود نشان

hatchment significance

اهمیت نشان

جملات نمونه

the hatchment was displayed prominently at the funeral.

تابوت به طور برجسته در مراسم تشییع جنازه به نمایش گذاشته شد.

many families have a hatchment to honor their ancestors.

خانواده‌های زیادی تابوت دارند تا به افتخار نیاکان خود.

the hatchment features the family crest and motto.

تابوت دارای نشان و شعار خانوادگی است.

she studied the history of hatchments in her art class.

او تاریخچه تابوت‌ها را در کلاس هنر خود مطالعه کرد.

hatchments are often found in old churches and graveyards.

تابوت‌ها اغلب در کلیساها و گورستان‌های قدیمی یافت می‌شوند.

he inherited a beautiful hatchment from his great-grandfather.

او یک تابوت زیبا را از پدربزرگ بزرگ خود به ارث برد.

the hatchment was intricately carved from wood.

تابوت به طرز پیچیده‌ای از چوب حکاکی شده بود.

visitors admired the hatchment on display in the museum.

بازدیدکنندگان تابوت را در معرض نمایش در موزه تحسین کردند.

creating a hatchment requires skilled craftsmanship.

ایجاد یک تابوت به مهارت و هنر نیاز دارد.

he explained the significance of the hatchment to the group.

او اهمیت تابوت را برای گروه توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید