having

[ایالات متحده]/ˈhævɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhævɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن (شکل حال استمراری have)
n. دارایی; مالکیت; تصاحب; نگهداری; اشغال
adj. دارای; مالک

عبارات و ترکیب‌ها

having fun

داشتن خوشی

having breakfast

در حال خوردن صبحانه

having dinner

در حال خوردن شام

having trouble

مشکل داشتن

having a blast

خیلی خوش گذشتن

having doubts

دچار تردید بودن

having issues

مشکلات داشتن

having success

موفقیت داشتن

having a meeting

جلسه داشتن

جملات نمونه

having a good time is important for your mental health.

داشتن اوقات خوب برای سلامت روان شما مهم است.

having a strong support system can help you through tough times.

داشتن یک سیستم حمایتی قوی می تواند به شما در دوران سخت کمک کند.

she is having trouble understanding the new software.

او در درک نرم افزار جدید مشکل دارد.

having a balanced diet is essential for good health.

داشتن یک رژیم غذایی متعادل برای سلامتی خوب ضروری است.

they are having a meeting to discuss the project.

آنها در حال برگزاری جلسه ای برای بحث در مورد پروژه هستند.

having a pet can bring joy to your life.

داشتن یک حیوان خانگی می تواند شادی را به زندگی شما بیاورد.

he is having difficulty finding a job.

او در یافتن شغل مشکل دارد.

having a clear goal can motivate you.

داشتن یک هدف روشن می تواند شما را با انگیزه کند.

they are having a party this weekend.

آنها این آخر هفته مهمانی دارند.

having a positive attitude can change your outlook on life.

داشتن نگرش مثبت می تواند دیدگاه شما را نسبت به زندگی تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید