haymakings process
فرآیند چاله کنی
haymakings equipment
تجهیزات چاله کنی
haymakings techniques
تکنیکهای چاله کنی
haymakings season
فصل چاله کنی
haymakings practices
روشهای چاله کنی
haymakings tools
ابزارهای چاله کنی
haymakings methods
روشهای چاله کنی
haymakings area
منطقه چاله کنی
haymakings guidelines
دستورالعملهای چاله کنی
haymakings benefits
مزایای چاله کنی
she spent the afternoon doing haymakings in the field.
او بعد از ظهر را صرف انجام کوتوله کاری در مزرعه کرد.
after the haymakings, we gathered for a picnic.
بعد از کوتوله کاری، برای پیک نیک جمع شدیم.
the farmer taught us the art of haymakings.
کشاورز هنر کوتوله کاری را به ما آموزش داد.
haymakings are essential for preparing for winter.
کوتوله کاری برای آمادگی برای زمستان ضروری است.
we need to finish the haymakings before the rain comes.
ما باید کوتوله کاری را قبل از باران به پایان برسانیم.
his expertise in haymakings impressed everyone.
مهارت او در کوتوله کاری همه را تحت تاثیر قرار داد.
they organized a contest for the best haymakings.
آنها یک مسابقه برای بهترین کوتوله کاری برگزار کردند.
during haymakings, teamwork is crucial.
در طول کوتوله کاری، کار گروهی بسیار مهم است.
we discussed strategies for efficient haymakings.
ما در مورد استراتژی هایی برای کوتوله کاری کارآمد بحث کردیم.
haymakings require the right tools and techniques.
کوتوله کاری به ابزار و تکنیک های مناسب نیاز دارد.
haymakings process
فرآیند چاله کنی
haymakings equipment
تجهیزات چاله کنی
haymakings techniques
تکنیکهای چاله کنی
haymakings season
فصل چاله کنی
haymakings practices
روشهای چاله کنی
haymakings tools
ابزارهای چاله کنی
haymakings methods
روشهای چاله کنی
haymakings area
منطقه چاله کنی
haymakings guidelines
دستورالعملهای چاله کنی
haymakings benefits
مزایای چاله کنی
she spent the afternoon doing haymakings in the field.
او بعد از ظهر را صرف انجام کوتوله کاری در مزرعه کرد.
after the haymakings, we gathered for a picnic.
بعد از کوتوله کاری، برای پیک نیک جمع شدیم.
the farmer taught us the art of haymakings.
کشاورز هنر کوتوله کاری را به ما آموزش داد.
haymakings are essential for preparing for winter.
کوتوله کاری برای آمادگی برای زمستان ضروری است.
we need to finish the haymakings before the rain comes.
ما باید کوتوله کاری را قبل از باران به پایان برسانیم.
his expertise in haymakings impressed everyone.
مهارت او در کوتوله کاری همه را تحت تاثیر قرار داد.
they organized a contest for the best haymakings.
آنها یک مسابقه برای بهترین کوتوله کاری برگزار کردند.
during haymakings, teamwork is crucial.
در طول کوتوله کاری، کار گروهی بسیار مهم است.
we discussed strategies for efficient haymakings.
ما در مورد استراتژی هایی برای کوتوله کاری کارآمد بحث کردیم.
haymakings require the right tools and techniques.
کوتوله کاری به ابزار و تکنیک های مناسب نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید