haymakings

[ایالات متحده]/ˈheɪˌmeɪ.kɪŋz/
[بریتانیا]/ˈheɪˌmeɪ.kɪŋz/

ترجمه

n. فرایند تهیه یونجه; بهره‌برداری از فرصت‌ها
vi. بریدن و خشک کردن علف برای یونجه

عبارات و ترکیب‌ها

haymakings process

فرآیند چاله کنی

haymakings equipment

تجهیزات چاله کنی

haymakings techniques

تکنیک‌های چاله کنی

haymakings season

فصل چاله کنی

haymakings practices

روش‌های چاله کنی

haymakings tools

ابزارهای چاله کنی

haymakings methods

روش‌های چاله کنی

haymakings area

منطقه چاله کنی

haymakings guidelines

دستورالعمل‌های چاله کنی

haymakings benefits

مزایای چاله کنی

جملات نمونه

she spent the afternoon doing haymakings in the field.

او بعد از ظهر را صرف انجام کوتوله کاری در مزرعه کرد.

after the haymakings, we gathered for a picnic.

بعد از کوتوله کاری، برای پیک نیک جمع شدیم.

the farmer taught us the art of haymakings.

کشاورز هنر کوتوله کاری را به ما آموزش داد.

haymakings are essential for preparing for winter.

کوتوله کاری برای آمادگی برای زمستان ضروری است.

we need to finish the haymakings before the rain comes.

ما باید کوتوله کاری را قبل از باران به پایان برسانیم.

his expertise in haymakings impressed everyone.

مهارت او در کوتوله کاری همه را تحت تاثیر قرار داد.

they organized a contest for the best haymakings.

آنها یک مسابقه برای بهترین کوتوله کاری برگزار کردند.

during haymakings, teamwork is crucial.

در طول کوتوله کاری، کار گروهی بسیار مهم است.

we discussed strategies for efficient haymakings.

ما در مورد استراتژی هایی برای کوتوله کاری کارآمد بحث کردیم.

haymakings require the right tools and techniques.

کوتوله کاری به ابزار و تکنیک های مناسب نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید