threshing

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند جدا کردن دانه یا بذر از گیاهان، معمولاً با استفاده از تجهیزات مکانیکی

عبارات و ترکیب‌ها

threshing machine

دستگاه درو

threshing floor

کف آغل

threshing grain

تشکیک غلات

threshing rice

تشکیک برنج

threshing wheat

تشکیک گندم

جملات نمونه

The farmer was busy threshing the wheat in the field.

کشیش مشغول درو کردن گندم در مزاع بود.

Threshing machines are commonly used in agriculture to separate grains from the stalks.

دستگاه‌های درو در کشاورزی به طور معمول برای جدا کردن دانه ها از ساقه ها استفاده می شوند.

The sound of threshing echoed through the barn.

صدای درو در طویله طنین انداز شد.

Threshing is an important step in the process of grain harvesting.

درو یک مرحله مهم در فرآیند برداشت غلات است.

The farmers gathered together to help with the threshing of the rice.

کشیشان برای کمک به درو برنج دور هم جمع شدند.

The traditional method of threshing involved using a flail to beat the grains.

روش سنتی درو شامل استفاده از چماق برای کوبیدن دانه ها بود.

The laborers worked tirelessly under the sun to finish the threshing before sunset.

کارگران به سختی زیر نور خورشید برای اتمام درو قبل از غروب آفتاب کار کردند.

Threshing floors were common sights in rural areas during harvest season.

محل های درو منظره رایجی در مناطق روستایی در فصل برداشت بودند.

The villagers celebrated the end of the harvest with a feast after the threshing was done.

روستاییان پس از اتمام درو با یک جشن پایان برداشت را جشن گرفتند.

Modern threshing techniques have greatly increased the efficiency of grain processing.

تکنیک های درو مدرن به طور قابل توجهی کارایی فرآوری غلات را افزایش داده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید