haywire

[ایالات متحده]/'heɪwaɪə/
[بریتانیا]/'hewaɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیم‌کشی موقت الکتریکی؛ [US] سیمی که برای بستن کاه‌های یونجه استفاده می‌شود
adj. بی‌نظم، دیوانه‌وار، معیوب
Word Forms
جمعhaywires

عبارات و ترکیب‌ها

go haywire

گم شدن

haywire situation

وضعیت آشفته

haywire behavior

رفتار نامنظم

haywire technology

فناوری غیرقابل پیش‌بینی

haywire emotions

احساسات بی‌قرار

haywire plans

برنامه‌های ناموفق

haywire system

سیستم غیرقابل اعتماد

جملات نمونه

He is haywire to say that.

او برای گفتن آن گیج است.

went haywire over the interminable delays.

به دلیل تأخیرهای بی‌پایان گیج شدند.

The electrical system went haywire during the storm.

سیستم برق در طول طوفان دچار اختلال شد.

Her plans went haywire when her car broke down.

برنامه‌های او زمانی که ماشینش خراب شد، به هم ریخت.

The project timeline went haywire due to unexpected delays.

به دلیل تأخیرهای غیرمنتظره، جدول زمانی پروژه به هم ریخت.

The party decorations went haywire because of the strong wind.

تزئینات مهمانی به دلیل وزش باد شدید به هم ریخت.

His emotions went haywire after receiving the surprising news.

بعد از دریافت خبر غافلگیرکننده، احساسات او به هم ریخت.

The computer system went haywire and crashed unexpectedly.

سیستم کامپیوتر دچار مشکل شد و به طور غیرمنتظره ای خراب شد.

The traffic lights went haywire causing a major traffic jam.

چراغ‌های راهنمایی دچار مشکل شدند و باعث ایجاد ترافیک سنگین شدند.

Her schedule went haywire when her flight was canceled.

برنامه زمانی او زمانی که پروازش لغو شد، به هم ریخت.

The weather forecast went haywire with the sudden change in temperature.

پیش‌بینی هواشناسی با تغییر ناگهانی دما به هم ریخت.

The financial markets went haywire after the unexpected announcement.

بازارهای مالی پس از اعلام غیرمنتظره به هم ریختند.

نمونه‌های واقعی

It's gone haywire, like it's just up in the air.

وضعیتش کاملاً بهم ریخته، انگار که در هوا معلق است.

منبع: Listening Digest

So, that is the farm material called haywire. But what does it mean to go haywire?

بنابراین، آن ماده مزرعه ای به نام های ویر است. اما به چه معناست که های ویر شود؟

منبع: VOA Special December 2019 Collection

" Merlins beard, " Moody whispered, staring at the map, his magical eye going haywire.

« ریش مرلین،» Moody زمزمه کرد، در حالی که به نقشه نگاه می کرد، چشم جادویی اش های ویر شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Here is an example of this meaning of " haywire" .

در اینجا مثالی از این معنی " های ویر" وجود دارد.

منبع: VOA Special December 2019 Collection

You had supply chains going haywire, inflation shoot up.

شما زنجیره های تامین را داشتید که های ویر می شد، تورم افزایش می یافت.

منبع: The Washington Post

Moody winked at him, his magical eye going haywire again.

Moody به او چشمک زد، چشم جادویی اش دوباره های ویر شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Scorpion venom is perfectly evolved to make nervous systems go haywire.

سم عقرب به طور کامل تکامل یافته تا سیستم های عصبی را های ویر کند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

If he gets even a slight chill, his temperature goes haywire.

اگر حتی کمی سرما بگیرد، دمای او های ویر می شود.

منبع: Before I Met You Selected

Since Musk took over, Roberts said, " everything kind of went haywire."

از زمانی که ماسک کنترل را به دست گرفت، رابرتز گفت: «همه چیز کمی های ویر شد.»

منبع: VOA Special December 2022 Collection

That means their neurons go haywire and create a network that's impossible to navigate.

این بدان معناست که نورون های آنها های ویر می شوند و شبکه ای ایجاد می کنند که غیرقابل پیمایش است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید